{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان روح جدا شده پارت

رمان: روح جدا شده: پارت ۱۶
از زبان سونیک:
هنوزم داخل خلا هستم...
آه خیلی کسل کننده اس. از توی تلویزیون(یه صفحه نمایش بزرگ که مثل تلویزیونه) به بچه ها نگاه میکنم...
دارن تلاششونو میکنن... نمیتونم بدنمو کنترل کنم آهههههههه... قبلا بچه ها همه این سوالو از من میپرسیدن:
تیلز: سونیک تو چجوری انقدر امید داری؟
بقیه هم همینو میگفتن...جالبه... اونا فکر میکردن من امید دارم اما از وقتی دراز چنگال رو از دست دادم اون امید از بین رفت!
از درون با تمام چیز هایی که داشتم می جنگیدم اونم تنهایی!
... حالا که فکرشو میکنم من به درد این دنیا نمی خورم بزار شدو منو بکشه... این جوری خیلی بهتره...!
تیلز: سونیک... سونیک!
ناکلز: بلوبری... بلوبری!
همه: سونیککک!
تیلز: سونیک می دونم صدامو میشنوی.. پس اینو بدون هیچوقت تسلیم نشو!
امی: سونیک نباید بزاری تاریکی بهت نفوذ کنه قلبت رو روشن کن! دلت رو شعله ور کن!(از جمله رنگوکو تو شیطان کش دزدیدم😂)
همه: سونیک تو میتونییی!
قلبم رو روشن کنم... دلم رو شعله ور کنم... من... من میتونم!
ادامه دارد...
(ببخشید یکم غلط املایی داره😁)
دیدگاه ها (۴)

مهم مهم

بالاخره شدم دارک سونیک تونننن😁😁همین الان می خوام پارت بدم بب...

دیگه قهر نیستم باهاتون🙃🙃مرسی بابت حمایت هاتون💖💖راستی به خاطر...

قهرم با همتونننننن😭😭😭😭حمایتم که نمیکنید هیچ دنبالمم نمیکنید ...

دلتنگ یک رفیق پارت ۲۱تیلز : دیگه امیدی نیست ...همه ساکتن.......

《♡تلسم شده عشق♡》پارت ۴-ورقه رو برداشتم و تاشو باز کردم. چی؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط