{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندشاتی شوگا

چندشاتی شوگا

part 6

+ اون‌بچه شوگاست.. من و شوگا

چی؟! پس‌چرا به ارباب نگفتی؟

+مگه‌گذاشت که حرف بزنم؟

فکر کرد بهش خیانت کردی.. به خاطر همین‌کتکت زد

دختری چیزی نگفت..

پاشو.. باید بری پیش ارباب

+من‌نمیرم..

عزیزم.. باید بری ..

+آخه..

متاسفم.. گفت ببرمت

+باشه..

با بی میلی و درد بلند شد و آروم‌به طبقه بالا رفت..

دلش برای این خونه تنگ شده بود..
خونه‌پر از خاطرات..

دلی اون ۳ سال پیش..
چون از شوگا می‌ترسید... فرار کرد تا بلایی سرش نیاره..

بعدشم که فهمید حاملس و سختی هاش..

به اتاق شوگا رشید و در زد..

-بیا تو..

ات با درد وارد اتاق شد

-بشین رو مبل..

آروم‌روی مبل رو به روی پسر نشست

+پسرم‌کجاست؟

-خفه.. باید اول ازت سوال‌بپرسم

+... بگو

- دوست‌پسر داری؟

+ نه..

- طلاق گرفتی؟

+نه..

- ازدواج‌کردی؟!...

+نه...

-پس چجوری بچه داری؟!
دیدگاه ها (۱)

چندشاتی شوگاpart ۷+اون بچه مال من و توست‌.-چی؟!...+اون‌پسر‌م...

چندشاتی جونگکوکpart 1 شلوارک‌ قرمز چرم خیلی کوتاهشو‌پوشید و ...

چندشاتی شوگاpart 5یهو در باز شد..پسر کوچولو با دستای کوچولوش...

چندشاتی شوگاpart 4در باز شد..شوگا وارد شد..وای...- به به ات ...

پارت 7که تهیونگ اومد روی ات خیمه زد و گفت. خودتو به خواب نزن...

I like this mistake.

پارت 4 ویو ات رفتم پایین و لنا اومد کنارملنا :ات برو داخل ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط