{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندشاتی شوگا

چندشاتی شوگا

part ۷

+اون بچه مال من و توست‌.

-چی؟!...

+اون‌پسر‌من و توعه..

-یعنی چی؟

+ بعد از اینکه فرار کردم.. به آمریکا مهاجرت کردم، تنهایی.. متوجه شدم‌حامله هستم ... با کلی بدبختی وقتی به دنیا اومد، نمیتونستم نگهش دارم، جون باید سر کار‌میرفتم، برای همین‌پرستار گرفتم.. داخل یه شرکت مد و فشن کار‌میکردم و لباس طراحی میکردم.. الانم‌که‌منو آوردی کره...

- تو... برای چی ازم فرار کردی؟ ( با عصبانیت)

+میترسیدم بهم آسیب بزنی..

-تو این چند سالی که باهم ازدواج‌کرده بودیم آسیب زدم؟

+نه..

-پس چجوری با خودت فکر کردی بهت آسیب میزنم؟

+الان نزدی؟

-فکر کردم خیانت کردی.. اگر از اول فرار نمیکردی ، باهم بچه مونو بزرگ میکردیم

+الان مثلا خیلی بزرگه؟ ۲ سالشه..

-هرچی... نباید فرار میکردی..

+ ... نمیدونم..

پسر بلند شد و اروم‌دختر رو بغل کرد

-دلم برات یه ذره شده بود..

+بهم دست نزن.. بدنم درد میکنه

-متاسفم.. اگر از اول‌سریعتر میگفتی الان..

+حتی اجازه صحبت بهم ندادی

-اعصابم خورد بود.. فور اینکه مال یکی دیگه باشی واقعا دیوونم میکنه..

+ ولم کن.. میخوام‌پسرمو ببینم

-پسرمون...

+ شوگا..

-جانم؟

+ولم کن..

-چجوری عشقمو ول کنم؟

+ هف..

- ددی مافیات خیلی دلش برات تنگ شده بود.

+ من..

- خیلی ...

دختر دستاشو دور گردن پسر حلقه کرد و بغلش کرد

+ منم دلم تنگ شده بود..

پسر نیشخند زد

+ببخشید.‌ نباید فرار میکردم

- همه اشتباه میکنن.. نه؟

دختر لبخندی زد و تو چشمای‌پسر نگاه کرد

-دوستت دارم‌پرنسس فراری

+منم دوستت دارم مافیای من

the end. ,
دیدگاه ها (۸)

چندشاتی جونگکوکpart 1 شلوارک‌ قرمز چرم خیلی کوتاهشو‌پوشید و ...

چند شاتی جونگکوکpart 3خواست ادامه بده که اشکاش ریخت.. سرشو پ...

چندشاتی شوگاpart 6+ اون‌بچه شوگاست.. من و شوگاچی؟! پس‌چرا به...

چندشاتی شوگاpart 5یهو در باز شد..پسر کوچولو با دستای کوچولوش...

Stubborn roommatepart۷ویوجونگ کوککنترلم رو از دست داده بود ل...

adopted fatheپارت 19جیمین.خانم پارک میتونم باهاتون حرف بزنم+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط