{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که تو میایی

وقتی که تو میایی
بدون کلام .
ارام .
می نشینی بکناری و ذل میزنی به من .
خیلی وقتها حتی متوجه امدنت هم نمیشوم .
متوجه که میشوم .
لذت میبرم از امدنت . و
فقط چشم هایت .
سکوت را میشکند .
همان راز های هزار ویک شب .
همان تنهایی من و راز پر شکوه چشم هایت .
دیدگاه ها (۲)

جناب مولانا .سر مست .سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش مستانه...

الهی «««««««««««««««««««برسر از خجالت گرد داریم ودر دل از حس...

چه آرزوی محالی است زیستن با تومرا همین بگذارند یک سخن با تو:...

help yourself ?

«نگاه ممنوعه»**Part 15 — Almost Like Peace** بعد از رفتن میر...

P9جئون چند ثانیه به پنجره خیره ماند. چراغ بخش غربی هنوز روشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط