♡تک پارتی جیسونگ و ا.ت♡
♡تک پارتی جیسونگ و ا.ت♡
ا.ت: واقعا برام سخته که شوهرم باهام قهر باشه ولی
اون یک روز دو روز نیست که باهام قهره اون الان یک
هفته هست که قهر اونم بخاطر اینکه بدون اجازش
رفتم بار و مست کردم و یه پسره میخواست بهم تجاوز
کنه ولی اون نزاشت حالا هم که اصلا بهم اهمیت نمیده
شاید این یه بهونه باشه برای اینکه بخواد ازم جدا بشه
امروز باید بفهمم اون دوسم داره یانه میخواد این زندگی ادامه پیدا کنه یا نه؟
جیسونگ: چرا حس میکنم دارم زیاد رویی میکنم
هیونجین: چونکه داری زیادی بزرگش میکنی اون گفت دیگه نمیره پس نمیره این قهر رو تمومش کن
جیسونگ: یعنی میگی دیگه نمیره به اون بار لعنتی
هیونجین: اینکه تو یک هفته باهاش قهر کردی براش یه درس بزرگ شده
جیسونگ: باشه پس من برم خونه از دلش در بیارم
هیونجین: باشه برو
جیسونگ: خدافظ
هیونجین: خدافظ
جیسونگ: از خونه هیون زدم بیرون و سوار ماشین شدم و رفتم سمت خونه
ا.ت: داشتم گریه میکردم و باخودم حرف میزدم چرا یه
موضوع ساده رو انقدر کشش میده؟؟ هاا چرا نمیفهمه
من دوسش دارم و به هیچ پسر دیگه ای هم نزدیک
نمیشم داشتم همینجوری گریه میکردم که صدایه زنگ در
اومد فهمیدم جیسونگه سری رفتم پایین و در رو باز کردم و پریدم بغلش
جیسونگ: چه خبره آروم تر ولم کن
ا.ت: نه نه ولت نمیکنم بسه دیگه بیا آشتی کنیم
جیسونگ: باشه باشه دارم خفه میشم ولم کن!!
ا.ت: ازش جدا شدم و گفتم واقعا آشتی کردی؟؟
جیسونگ: آره ولی اگه یه بار دیگه بدون اجازه من جایی بری دیگه باهات آشتی نمیکنم و ازت جدا میشم
ا.ت: باشه باشه فهمیدم فقط تو دیگه قهر نکن
جیسونگ: نگاه کن چقدر گریه کردی چشمات باز نمیشه
ا.ت: تقصیر توعه دیگه
جیسونگ: دیگه هیچوقت گریه نکن باشه
ا.ت: باشه و توهم هیچوقت قهر نکن
جیسونگ: باشه
ا.ت: میایی بریم شهر بازی
جیسونگ: باشه بریم
ا.ت: رفتم آماده کردم و با جیسونگی رفتیم شهر بازی و کلی بهمون خوش گذشت
جیسونگ: من دلم بستنی میخواد تو چی
ا.ت: الان خودم هم میخواستم بهت بگم
جیسونگ: پس بریم بگیریم
ا.ت: بریم
جیسونگ: رفتیم یدونه بستنی گرفتیم و خوردیم و
حرکت کردیم سمت خونه تویه ماشین بودیم که دیدم
ا.ت خوابیده خیلی کیوت شده بود موقع خواب ماشین
رو نگه داشتم و صندلیش رو بردم عقب تر تا راحت تر
بخوابه و کتم رو در آوردم و انداختم روش تا سردش
نشه و ماشین رو روشن کردم و حرکت کردم به سمت
خونه که بعد از چند مین رسیدیم ماشین رو یه جا
پارک کردم و ا.ت رو براید استایل بغل کردم و بردم تویه اتاق و گذاشتمش رویه تخت
ا.ت: کجا میری توهم بیا پیشم بخواب
جیسونگ: اگه اجازع بدی میخوام لباسم رو عوض کنم
ا.ت: باشه عوض کن بعد بیا پیشم بخواب
ا.ت: واقعا برام سخته که شوهرم باهام قهر باشه ولی
اون یک روز دو روز نیست که باهام قهره اون الان یک
هفته هست که قهر اونم بخاطر اینکه بدون اجازش
رفتم بار و مست کردم و یه پسره میخواست بهم تجاوز
کنه ولی اون نزاشت حالا هم که اصلا بهم اهمیت نمیده
شاید این یه بهونه باشه برای اینکه بخواد ازم جدا بشه
امروز باید بفهمم اون دوسم داره یانه میخواد این زندگی ادامه پیدا کنه یا نه؟
جیسونگ: چرا حس میکنم دارم زیاد رویی میکنم
هیونجین: چونکه داری زیادی بزرگش میکنی اون گفت دیگه نمیره پس نمیره این قهر رو تمومش کن
جیسونگ: یعنی میگی دیگه نمیره به اون بار لعنتی
هیونجین: اینکه تو یک هفته باهاش قهر کردی براش یه درس بزرگ شده
جیسونگ: باشه پس من برم خونه از دلش در بیارم
هیونجین: باشه برو
جیسونگ: خدافظ
هیونجین: خدافظ
جیسونگ: از خونه هیون زدم بیرون و سوار ماشین شدم و رفتم سمت خونه
ا.ت: داشتم گریه میکردم و باخودم حرف میزدم چرا یه
موضوع ساده رو انقدر کشش میده؟؟ هاا چرا نمیفهمه
من دوسش دارم و به هیچ پسر دیگه ای هم نزدیک
نمیشم داشتم همینجوری گریه میکردم که صدایه زنگ در
اومد فهمیدم جیسونگه سری رفتم پایین و در رو باز کردم و پریدم بغلش
جیسونگ: چه خبره آروم تر ولم کن
ا.ت: نه نه ولت نمیکنم بسه دیگه بیا آشتی کنیم
جیسونگ: باشه باشه دارم خفه میشم ولم کن!!
ا.ت: ازش جدا شدم و گفتم واقعا آشتی کردی؟؟
جیسونگ: آره ولی اگه یه بار دیگه بدون اجازه من جایی بری دیگه باهات آشتی نمیکنم و ازت جدا میشم
ا.ت: باشه باشه فهمیدم فقط تو دیگه قهر نکن
جیسونگ: نگاه کن چقدر گریه کردی چشمات باز نمیشه
ا.ت: تقصیر توعه دیگه
جیسونگ: دیگه هیچوقت گریه نکن باشه
ا.ت: باشه و توهم هیچوقت قهر نکن
جیسونگ: باشه
ا.ت: میایی بریم شهر بازی
جیسونگ: باشه بریم
ا.ت: رفتم آماده کردم و با جیسونگی رفتیم شهر بازی و کلی بهمون خوش گذشت
جیسونگ: من دلم بستنی میخواد تو چی
ا.ت: الان خودم هم میخواستم بهت بگم
جیسونگ: پس بریم بگیریم
ا.ت: بریم
جیسونگ: رفتیم یدونه بستنی گرفتیم و خوردیم و
حرکت کردیم سمت خونه تویه ماشین بودیم که دیدم
ا.ت خوابیده خیلی کیوت شده بود موقع خواب ماشین
رو نگه داشتم و صندلیش رو بردم عقب تر تا راحت تر
بخوابه و کتم رو در آوردم و انداختم روش تا سردش
نشه و ماشین رو روشن کردم و حرکت کردم به سمت
خونه که بعد از چند مین رسیدیم ماشین رو یه جا
پارک کردم و ا.ت رو براید استایل بغل کردم و بردم تویه اتاق و گذاشتمش رویه تخت
ا.ت: کجا میری توهم بیا پیشم بخواب
جیسونگ: اگه اجازع بدی میخوام لباسم رو عوض کنم
ا.ت: باشه عوض کن بعد بیا پیشم بخواب
۱۰.۹k
۰۹ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.