{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی بگذار هیچ نگویم

گاهی بگذار هیچ نگویم
بگذار فقط بنشینم روبرویت
حتی دستهایت را هم نمیخواهم
بگذارشان توی جیبت که
چشمم بهشان نیفتد
لبهایت را هم جمع و جور کن که
هوایشان به سرم نزند
اما کاری به چشمهایت نداشته باش
آنها سهم من اند
تو هم هیچ نگو
بگذار بنشینم و 
از سکوتت تا لبخندت
از نگاهت تا اخمت
طرحی بزنم نه با رنگ
با کلام
کلامی که با "ع" شروع میشود
"ع" عین ِ عشق
"ع" "عین ِ تو"
دیدگاه ها (۸)

پسِ پنجره های بسته ی سکوتدر نجوایی کههیچگاه شنیده نمی شود ان...

مرا ببخشکه با دوری اتزنده امهنوز !!!!!!!!!!

و بی قرارمبی قرار این همه روزهای خالی که باید بی تو سرکرد بی...

جهنمی بدتر از آن نیستکه مدام به یاد بیاوریبوسه ای راکه هرگز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط