{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک جور نگاهم کرد

یک جور نگاهم کرد
انگار که از دردم
عمری است خبر دارد

کفشش ضربان می زد،
نیش چمدان وا شد،
پس قصد سفر دارد...
دیدگاه ها (۳)

ﻣﻦ ﺍﻣﺎﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﮐﻠﻤﻪ ﮐﻢ ﻣﯽﺁﻭﺭﻡﺑﺎﻧﻮﯼ ﻣﻦ !ﺷﻌﺮ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ .ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻣﺪ...

این همه اشعار من را او که می خواهم نخواند ...من تمام شعرهایم...

موهای تو ... مسیرِ باد را عوض می کند

هی رد شو از این کوچه.. و هی دل ببر از ما..تو فلسفه ی بودن ای...

پارت ۱۸:دلداده"من...حسود...نیستم"(Rose)به روی آلاچیق نزدیک ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط