{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دور از تو صبوری نتواند دل من

دور از تو صبوری نتواند دل من
وصل تو حیات خویش داند دل من

آهسته رو ای دوست که دل همره توست
زنهار چنان مرو که ماند دل من
دیدگاه ها (۰)

در جهانی که پُر از فرضیه‌های شدن استواقعا سوختم و باختم و دو...

بگو‌ که‌ از غم‌ عشقت‌ چگونه‌ جان‌ برهانمچگونه‌ این‌همه غم‌را...

یا تمنای وصال تو مرا خواهد کشتیا تمنای جمال تو مرا خواهد کشت...

دستى به قلم دارم,,,دستى به دلم دارى,,,,همدست شوند اين دومحشر...

چنان تو در دل من جا گرفته اي اي جانکه هيچ کس نتواند گرفت جاي...

خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مروای حیات دوستان در بوست...

چرا گریه می‌کنی..!؟چون دلم هنوز باور نکرده که دیگر صدایت را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط