{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در جهانی که پُر از فرضیه‌های شدن است

در جهانی که پُر از فرضیه‌های شدن است
واقعا سوختم و باختم و دود شدم

آن که جان کَند و خطر کرد و به بالا نرسید
آن که دائم هوسِ سوختنِ ما می‌کرد

آن که از هیچ نگاهی به تماشا نرسید
کاش می‌آمد و از دور تماشا می‌کرد
دیدگاه ها (۰)

بگو‌ که‌ از غم‌ عشقت‌ چگونه‌ جان‌ برهانمچگونه‌ این‌همه غم‌را...

به غم كسی اسيرم كه ز من خبر نداردعجب از محبت من كه در او اثر...

دور از تو صبوری نتواند دل منوصل تو حیات خویش داند دل منآهسته...

یا تمنای وصال تو مرا خواهد کشتیا تمنای جمال تو مرا خواهد کشت...

🌱🍒می توانی بروی قصه و رویا بشویراهی دورترین نقطه ی دنیا بشوی...

معرفی کتاب گوش ون گوگ

معامله سیاه ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط