{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی کسی وارد زندگی ساده ات می شود...

روزی کسی وارد زندگی ساده ات می شود...
سادگی هایت را تبدیل به پیچیدگی های مبهمی می کند...
و مبهم تر از آن...
تنهایت می گذارد...
و در پیچیدگی هزارتویی که خودش از تو ساخته رهایت می کند
این است رسم زندگی...
این است رسم عاشقی...!!
دیدگاه ها (۲)

خواستم تا ته این قصه بمانم که نشدغزلی از ته دل با تو بخوانم ...

به کجا پر بزنم؟تا دل من وا بشودیا کمی چشم ترم غرق تماشا بشود...

تاتو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزلخ...

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست...

وقتی سرما خورده بود و...

اپیزود دوم

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط