شرمنده قرار بود عیدی تونو زود تر بدم ولی مهمونی بودم
(شرمنده قرار بود عیدی تونو زود تر بدم ولی مهمونی بودم😭)
(چون این پارت خیلی کمه پارت بعدی رو میزارم)
رمان: روح جدا شده: پارت ۱۸
از زبان شدو:
اول هایپر دارک سونیک... بعد ورد جادویی...
بعد نور.... بعد اون دیگه چیزی نفهمیدم.... تو خلا بودم.... یه صفحه نمایش بزرگ جلو روم بود... تمام خاطرات من با ماریا اونجا بود و یه جمله!
ماریا: شدو هیچوقت انتقام منو نگیر!
دلم براش تنگ شده تو همون خلا گریه ام میگیره(اوخی🥺)
و به خودم قول میدم که از سونیک انتقام نگیرم و بازم گریه میکنم...
از خلا اومدم بیرون و سعی کردم سونیک رو پیدا کنم کل دنیا انگار منفجر شده بعضی از مردم مردن ولی بعضی ها زنده هستن...
شدو: سونیک!... سونیک صدامو میشنوی!؟
بقیه گروه زنده هستن اما سونیک کجاست؟
ادامه دارد...
(چون این پارت خیلی کمه پارت بعدی رو میزارم)
رمان: روح جدا شده: پارت ۱۸
از زبان شدو:
اول هایپر دارک سونیک... بعد ورد جادویی...
بعد نور.... بعد اون دیگه چیزی نفهمیدم.... تو خلا بودم.... یه صفحه نمایش بزرگ جلو روم بود... تمام خاطرات من با ماریا اونجا بود و یه جمله!
ماریا: شدو هیچوقت انتقام منو نگیر!
دلم براش تنگ شده تو همون خلا گریه ام میگیره(اوخی🥺)
و به خودم قول میدم که از سونیک انتقام نگیرم و بازم گریه میکنم...
از خلا اومدم بیرون و سعی کردم سونیک رو پیدا کنم کل دنیا انگار منفجر شده بعضی از مردم مردن ولی بعضی ها زنده هستن...
شدو: سونیک!... سونیک صدامو میشنوی!؟
بقیه گروه زنده هستن اما سونیک کجاست؟
ادامه دارد...
- ۴.۴k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط