رمان روح جدا شده پارت
رمان: روح جدا شده: پارت ۱۹
از زبان سونیک:
(حرف های سونیک رو تکه تکه بخونید نویسنده حوصله تایپ کردن نداره متاسفانه 😁)
شدو: سونیک!... سونیک صدامو میشنوی؟!
شدو داره صدام میکنه... با اینکه من ماریا رو کشتم(من: داش تو نکشتی دارک سونیک کشته😕)
پاشو سونیک پاشو! نمیشه... باید صداش کنم
سونیک: شدو!*با صدای ضعیف*
از زبان شدو:
صدای ضعیفی داره اما فهمیدم کجاست!
شدو: سونیک حالت خوبه؟
سونیک:چی؟ من؟ بهتر از این نبودم!
بغ*لش کردم و به سمت پایگاه مقاومت رفتم...
*فلش بک به زمان حال*
همچنان از زبان شدو:
شدو: حاله همه خوبه ! اصلا نگران نباشید!
فقط ما هنوز نمی دونیم دارک نابود شده یا نه! تمام تلاشمون رو می کنیم که اگر زنده بود از همه ی مردم محافظت کنیم!
پدر خانواده(اسمش جکه): با این حساب ما هنوز در خطریم
شدو: بله وای ما از شما محافظت میکنیم!
ادامه دارد....
از زبان سونیک:
(حرف های سونیک رو تکه تکه بخونید نویسنده حوصله تایپ کردن نداره متاسفانه 😁)
شدو: سونیک!... سونیک صدامو میشنوی؟!
شدو داره صدام میکنه... با اینکه من ماریا رو کشتم(من: داش تو نکشتی دارک سونیک کشته😕)
پاشو سونیک پاشو! نمیشه... باید صداش کنم
سونیک: شدو!*با صدای ضعیف*
از زبان شدو:
صدای ضعیفی داره اما فهمیدم کجاست!
شدو: سونیک حالت خوبه؟
سونیک:چی؟ من؟ بهتر از این نبودم!
بغ*لش کردم و به سمت پایگاه مقاومت رفتم...
*فلش بک به زمان حال*
همچنان از زبان شدو:
شدو: حاله همه خوبه ! اصلا نگران نباشید!
فقط ما هنوز نمی دونیم دارک نابود شده یا نه! تمام تلاشمون رو می کنیم که اگر زنده بود از همه ی مردم محافظت کنیم!
پدر خانواده(اسمش جکه): با این حساب ما هنوز در خطریم
شدو: بله وای ما از شما محافظت میکنیم!
ادامه دارد....
- ۳.۹k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط