{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل یک جنگل پاییزی سرما خورده

مثل یک جنگل پاییزی سرما خورده
شده ام بی رمق و غم زده و تا خورده

اخم کن،زخم بزن ،تلخ بگو، سر بشکن
قالی آن گاه عزیز است که شد پا خورده

ماهی کوچک اگر دل نسپارد چه کند
بس که آب و نمک از سفره ی دریا خورده

عشق داغ است و دوای تن سرد من و تو
دور آتش بنشینیم دو سرما خورده؟
***
برسانید به یوسف که سرافراز شدی
هر چه سنگ است به بیچاره زلیخا خورده

برسانید از او صرف نظر خواهم کرد
نرساند اگر از آن لب حلوا خورده  !

 

#ناصر حامدی
# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

چگونه سر کنم این روزهای بی خبری را میان این همه دیوار ، رنج ...

دوست دارم جستجو در جنگل موی تـو رااز خدا چیزی نمی خواهم به ج...

کاش این همه از دسترسم دور نبودی!خورشید نبودی و پر از نور نبو...

بازیچه ی خود ساختی موی سیاهم رابردی به هر جا خواستی با خود ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط