{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکم کردم "دل"، ولیکن اول بازی بُرید

حکم کردم "دل"، ولیکن اول بازی بُرید
دل بدستش داده بودم پس چرا دل می‌برید؟

نوبتی دیگر گذشت و نوبت من باز شد
شک و تردید صدور "حکم" هم آغاز شد

چشم در چشم حریف و دیگری بر دست یار
بر زمین انداختم "سرباز دل" را بی‌قرار!

اشتباهی کرده بودم "آس دل" دستش نبود!
هیچ خالی مثل خال هندوی مستش نبود

"شاه" داشت اما حریفم "بی بی دل" را ربود
برگ های بی‌ثمر از دست من افتاده بود

بعد از آن بازی نگشتم من دگر گرد قمار
نه گذر کردم از آن کوچه، نه آن شهر و دیار

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

حکم این بازی شده "دل" را به شاهی باختنیا که سربازی شدن با عش...

ای کاش که هرکس به مرادش برسد شب رفته و روزهای شادش برسدآن دل...

دنیا همه اش مال شما شاد بخندیدما چشم از این عالم بی قافیه بس...

کوه کندن چه بسا ساده‌تر از دل کندنکه به جای کف دستم زده بر د...

thorny roseپارت ۷

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "5" "ویو جئون آنجلینا" صد...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط