{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوشش باد آن نسیم صبحگاهی

‌خوشش باد آن نسیم صبحگاهی
که درد شب نشینان را دوا کرد

نقاب گل کشید و زلف سنبل
گره بند قبای غنچه وا کرد

#حافظ
دیدگاه ها (۱)

نامم ز کارخانه عشاق محو بادگر جز محبت تو بود شغل دیگرم #حافظ

‌هر چه گفتیم جز حکایت دوستدر همه عمر از آن پشیمانیمسعدیا بی ...

‌‌از دست رفته بود وجود ضعیف منصبحم به بوی وصل تو جان بازداد ...

‌مرا امیدِ وصالِ تو زنده می‌دارد ...وگرنه هر دمم از هجر توست...

مهتایِ عزیزم ؛ از ژرفای جانم انجا که لغات عاجزند از وصف ، تو...

عشق ممنوع part=۸(همون روز – بیرون سالن ورزشی، بعد از مسابقه)...

سناریو ساسونارو# 🩸«ماه و خورشید: افسانه‌یِ خون و اشک» ☀️فصل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط