{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زِ حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

زِ حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا
به وصلِ خود دوایی کن دلِ دیوانه‌ی ما را

علاجِ دردِ مشتاقان، طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان، غمِ مجنونِ شیدا را

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری
برآید از دلم آهی، بسوزد هفت دریا را...🦋🦋

تنکابن.خُرم آباد.سفرخانوادگی.

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

مرا بگیر و ببر تا سکوت و تنهایی …مرا بگیر و ببر هرکجا که آنج...

از تــــو می نویسم موهــــایم تشنــه لمس دستهای تو از من می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط