{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


مجنون اگر شکست ، لیلی بهانه بود
دنیا از اولش دیوانه خانه بود

این ها بهانه اند تا با تو سر کنم
تا با تو از جهان صرف نظر کنم

با من قدم بزن ، چله نشین عشق
فرمانروای قلب ، در سرزمین عشق

این مرد را که باز ، در تلخیِ غم است
مهمان به قند کن ، چای ات اگر دم است

در برف چایِ داغ ، دنیای ما دو تاست
فنجانِ چایِ بعد ، آغازِ ماجراست
دیدگاه ها (۱)

با تو گشتم با تو گشتم با تو بارانی شدمبا تو شاعر با تو من سه...

قسم به خوبی حالم...شبی که می آیی..قسم به شعر و ترانه....شب و...

من اگرساز کنم حاضری آواز کنی؟غزلی خوانی و چون نغمه ی دل بازک...

دو چشم نرگست ، بتخانه دارد هزاران شاعر دیوانه دارد نمیدانم ن...

پارت آخر ---صبح شد. نور کمرنگ از لای پرده‌ها به داخل می‌ریخت...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

همان شب، اتاق ا.تا.ت روی تخت نشسته بود. کتابی توی دستش بود، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط