P
P2🐣
-آخ خیلی بهتر شد دستت درد نکنه
&خواهش میکنم{تو بغلش دراز میکشه}
-خسته ای؟{موهاشو آورم نوازش میکنه}
&نه زیاد تو چی؟
-خستم اما خوابم نمیاد
&اوم دقیقا میدونم چی میگی
-انگار یکی یه چماق برداشت و به کوب تمام بدنمو کتک زده
&کوفتست بدنت؟
-اوم خیلی
&میخوای ماساژت بدم؟
-نه نمیخواد
&چرا
-بخوابم اوکی میشم
&اما هنوز ساعت یازدهه
-اره اما صبح باید خیلی زود پاشم
&باز چرا؟
-نامجون گفته برم خونشون برای صبحونه کل اعضا میرن
&این دوستای توم وقت گیر میارنا حالا چرا صبحونه نمیشه ناهار و شام؟
-نامجون خیلی سحرخیزه
&هوف باشه منم دیگه داره خوابم میگیره
-باشه پس بریم بخوابیم
&باشه{بلند میشه میره بالا تو اتاقش}
-{میره بالا پیش میا}
&داداش؟
کاری داری؟
-نه فقط اومدم قبل خواب ببینمت
&وا ما همین الان پیش هم بودیما{دراز میکشه رو تخت}
-{میاد سمتش و پتو رو میکشه روش و میشینه لبه ی تخت} میدونم اما دلم تنگ شد یه لحظه
& آخی
-خوب شبت بخیر کوچولو{پیشونیشو میبوسه}
&شب بخیر داداشی
-{میره اتاق خودش و میخوابه}
6:00 A.M//
یونگی«با آلارم گوشیم از خواب پریدم یکم طول کشید تا ویندوزم بالا اومد و بالاخره از جام پاشدم اول رفتم دست و صورتمو شستم و بعدشم رفتم پایین تا صبحونه آماده کنم 15min بعد بالاخره همه چی آماده شد رفتم تا میا رو برای مدرسش بیدار کنم رفتم بالا در اتاقشو باز کردم و نشستم پیشش رو تخت
-میا...میا جان{صورتشو ناز میکنه}
&اوم؟
-قشنگم بیدار شو
&ساعت چنده؟
-6:30
&باشه{بلند میشه}
- آفرین عزیزم دست و صورتتو بشور بیا پایین
&چشم
-من رفتم زود بیایا{میره پایین}
.
.
.
&اووو به به داداش چه کردی
-بیا بشین
&چرا زحمت کشیدی تو که داری میری خونه ی دوستت من خودم یه چیزی میخوردم
-این دیگه از کجا در اومد مگه میشه من ترو صبحونه نخورده بفرستم مدرسه
& عاشقتم
-خیلی خوب حالا تند تند بخور بعد برو حاضر شو برسونمت مدرسه از اونجا میرم
&اگه دیرت شده برو من خودم میرم
-نه عزیزم میرسونمت
&باشه مرسی{شروع میکنه به خوردن}
-امروز امتحان داشتی درسته؟
&اوم
-چه امتحانی؟
&ریاضی
-خوندی
& آره بابا
- مطمئنم موفق میشی
&مرسی....خوب تموم شد من میرم حاضر شم
-باشه خوشگلم برو
میا«سریع رفتم یونیفرم مدرسمو پوشیدم و یکمم عطر زدم و کیفمم برداشتم رفتم پایین
-چه زود اومدی
&بریم؟
-بریم
{رفتن تو ماشین}
&{یه جا بند نیست و همش وول میخوره}
-{دستشو میگیره} فندق
&بله
-استرس داری؟
&نه...نه
-چرا دیگه معلومه دستات یخ زده اخه یه امتحان چیه که به خاطرش اینکارو با خودت میکنی
&خیلی میترسم{بغض}
-هی...هی تو واقعا داری برای امتحان اینطوری میکنی؟
&میترسم نتونتم نمره ی خوبی بگیرم اخه دیروز یکم حالم بد بود نتونستم خوب بخونم
-حالت بد بود؟ پس چرا به من چیزی نگفتی
&یکم بدنم درد میکرد
-ببین قشنگم تو همیشه بهترین نمره هارو میگیری دیروزم حالت خوب نبود پس حتی اگه نمره ی که ایده آل تو هست رو نگیری هم اشکالی نداره
& واقعا؟
-معلومه بعدشم برای من لبخندات که صورت قشنگتو خوشگل تر میکنه مهمه نه یه مشت عدد بی ارزش پس لطفا له خاطر یه نمره الکی خودتو اذیت نکن
& مرسی واقعا
-{نگه داشت} خوب رسیدیم...بیین عزیزم الان میری تو توی زنگ ریاضی میشینی رو صندلی بعد از اینکه ورقه هارو دادن یه نفس عمیق میکشی و هر چی رو که بلد بودی و یادت بود مینویسی و اگه چیزی رو بلد نبودی روش فکر نکن خالیش بزار و اینو بدون که سلامتی و آرامش تو از همه چی مهم تره باشه؟
& چشم...داداش
-جونم
&خیلی دوست دارم{لپشو میبوسه}
-منم عزیزدلم{دستشو میبوسه}
&خوب من دیگه برم
-برو قشنگم روز خوبی داشته باشی
&توم همینطور داداشی{پیاده شد}
ادامه دارد...
-آخ خیلی بهتر شد دستت درد نکنه
&خواهش میکنم{تو بغلش دراز میکشه}
-خسته ای؟{موهاشو آورم نوازش میکنه}
&نه زیاد تو چی؟
-خستم اما خوابم نمیاد
&اوم دقیقا میدونم چی میگی
-انگار یکی یه چماق برداشت و به کوب تمام بدنمو کتک زده
&کوفتست بدنت؟
-اوم خیلی
&میخوای ماساژت بدم؟
-نه نمیخواد
&چرا
-بخوابم اوکی میشم
&اما هنوز ساعت یازدهه
-اره اما صبح باید خیلی زود پاشم
&باز چرا؟
-نامجون گفته برم خونشون برای صبحونه کل اعضا میرن
&این دوستای توم وقت گیر میارنا حالا چرا صبحونه نمیشه ناهار و شام؟
-نامجون خیلی سحرخیزه
&هوف باشه منم دیگه داره خوابم میگیره
-باشه پس بریم بخوابیم
&باشه{بلند میشه میره بالا تو اتاقش}
-{میره بالا پیش میا}
&داداش؟
کاری داری؟
-نه فقط اومدم قبل خواب ببینمت
&وا ما همین الان پیش هم بودیما{دراز میکشه رو تخت}
-{میاد سمتش و پتو رو میکشه روش و میشینه لبه ی تخت} میدونم اما دلم تنگ شد یه لحظه
& آخی
-خوب شبت بخیر کوچولو{پیشونیشو میبوسه}
&شب بخیر داداشی
-{میره اتاق خودش و میخوابه}
6:00 A.M//
یونگی«با آلارم گوشیم از خواب پریدم یکم طول کشید تا ویندوزم بالا اومد و بالاخره از جام پاشدم اول رفتم دست و صورتمو شستم و بعدشم رفتم پایین تا صبحونه آماده کنم 15min بعد بالاخره همه چی آماده شد رفتم تا میا رو برای مدرسش بیدار کنم رفتم بالا در اتاقشو باز کردم و نشستم پیشش رو تخت
-میا...میا جان{صورتشو ناز میکنه}
&اوم؟
-قشنگم بیدار شو
&ساعت چنده؟
-6:30
&باشه{بلند میشه}
- آفرین عزیزم دست و صورتتو بشور بیا پایین
&چشم
-من رفتم زود بیایا{میره پایین}
.
.
.
&اووو به به داداش چه کردی
-بیا بشین
&چرا زحمت کشیدی تو که داری میری خونه ی دوستت من خودم یه چیزی میخوردم
-این دیگه از کجا در اومد مگه میشه من ترو صبحونه نخورده بفرستم مدرسه
& عاشقتم
-خیلی خوب حالا تند تند بخور بعد برو حاضر شو برسونمت مدرسه از اونجا میرم
&اگه دیرت شده برو من خودم میرم
-نه عزیزم میرسونمت
&باشه مرسی{شروع میکنه به خوردن}
-امروز امتحان داشتی درسته؟
&اوم
-چه امتحانی؟
&ریاضی
-خوندی
& آره بابا
- مطمئنم موفق میشی
&مرسی....خوب تموم شد من میرم حاضر شم
-باشه خوشگلم برو
میا«سریع رفتم یونیفرم مدرسمو پوشیدم و یکمم عطر زدم و کیفمم برداشتم رفتم پایین
-چه زود اومدی
&بریم؟
-بریم
{رفتن تو ماشین}
&{یه جا بند نیست و همش وول میخوره}
-{دستشو میگیره} فندق
&بله
-استرس داری؟
&نه...نه
-چرا دیگه معلومه دستات یخ زده اخه یه امتحان چیه که به خاطرش اینکارو با خودت میکنی
&خیلی میترسم{بغض}
-هی...هی تو واقعا داری برای امتحان اینطوری میکنی؟
&میترسم نتونتم نمره ی خوبی بگیرم اخه دیروز یکم حالم بد بود نتونستم خوب بخونم
-حالت بد بود؟ پس چرا به من چیزی نگفتی
&یکم بدنم درد میکرد
-ببین قشنگم تو همیشه بهترین نمره هارو میگیری دیروزم حالت خوب نبود پس حتی اگه نمره ی که ایده آل تو هست رو نگیری هم اشکالی نداره
& واقعا؟
-معلومه بعدشم برای من لبخندات که صورت قشنگتو خوشگل تر میکنه مهمه نه یه مشت عدد بی ارزش پس لطفا له خاطر یه نمره الکی خودتو اذیت نکن
& مرسی واقعا
-{نگه داشت} خوب رسیدیم...بیین عزیزم الان میری تو توی زنگ ریاضی میشینی رو صندلی بعد از اینکه ورقه هارو دادن یه نفس عمیق میکشی و هر چی رو که بلد بودی و یادت بود مینویسی و اگه چیزی رو بلد نبودی روش فکر نکن خالیش بزار و اینو بدون که سلامتی و آرامش تو از همه چی مهم تره باشه؟
& چشم...داداش
-جونم
&خیلی دوست دارم{لپشو میبوسه}
-منم عزیزدلم{دستشو میبوسه}
&خوب من دیگه برم
-برو قشنگم روز خوبی داشته باشی
&توم همینطور داداشی{پیاده شد}
ادامه دارد...
- ۲۶.۷k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط