{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مگذر از من ای که در راه تو از هستی گذشتم

مگذر از من ای که در راه تو از هستی گذشتم
با خیال چشم مستت از می و مستی گذشتم

دامنِ گلچین پُر از گل بود از باغ حضورت
من چو باد صبح از آنجا با تهی دستی گذشتم

من از آن پیمان که با چشم تو بستم سال پیشین
گر تو عهد دوستی با دیگری بستی گذشتم

چون عقابی می زنم پَر در شکوه بامدادان
من که با شهبال همت زین همه پستی گذشتم

پاکبازی همچو من در زندگی هرگز نبینی
مگذر از من ای که در راه تو از هستی گذشتم



شفیعی کدکنی
دیدگاه ها (۱)

مگذر از من ای که در راه تو از هستی گذشتمبا خیال چشم مستت از ...

مگذر از من، ای که در راه تو ازهستی گذشتم!با خیال چشم مستت ا ...

مگذر از من ای که در راه تو از هستی گذشتمبا خیال چشم مستت از ...

پاکبازی همچو من در زندگی هرگز نبینیمگذر از من ای که در راه ت...

پاکبازی همچو من در زندگی هرگز نبینیمگذر از من ای که در راه ت...

عاشقانه های شبنم

مگذر از من ای که در راه تو از هستی گذشتمبا خیال چشم مستت از ...

من از آن پیمان که با چشم تو بستم سال پیشینگر تو عهد دوستی با...

(شعر از خودم) دیوانه ی عشقت شده ام لیک که هستی× بازنده ی ناز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط