{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
زندگی، بی تو پُر از غم شدنش حتمی بود
با تو امّا غمِ من کم شدنش حتمی بود

همه جا، از همه کس زخمِ زبان می خوردم
این وسط اسمِ تو مرهم شدنش حتمی بود

رگِ خوابِ تو اگر دست دلم می افتاد
قصّه ی عشق، فراهم شدنش حتمی بود

پا به پای من اگر آمده بودی در شهر
این خبر سوژه ی عالم شدنش حتمی بود

بین ما موش دواندند! خودت می دانی
چون که این رابطه محکم شدنش حتمی بود

سیب و قلیان دو سیب و من و تو... در این حال
شخصِ ابلیس هم آدم شدنش حتمی بود!

شک ندارم که اگر پای تو در بین نبود
«جنّت آباد» جهنّم شدنش حتمی بود... |
.





اميد صباغ نو
دیدگاه ها (۵)

ستاره دیده فرو بست و آرمید بیاشراب نور به رگ های شب دوید بیا...

مگذر از من ای که در راه تو از هستی گذشتمبا خیال چشم مستت از ...

.همه‌ی کلماتمعنای تو را می‌دهندمثل گل‌ها همهکه بوی تو را پرا...

ما «ول‌نکن‌ترین» ملت تاریخیم!الکی نبود که از بین این‌همه سوژ...

ما نمیدونیم بخدا، رسمِ وداع با تو چیه…یعنی واقعا وقت خداحافظ...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط