ادامه
ادامه
جیمین :گفتم گمشو تو اتاقت..همین الان..
خيلي سريع و هول عقب عقب رفتم و تند ازش دور شدم. صداش از شدت سرفه خيلي دورگه و داغون شده بود. جلوی اتاق ایستادم و دستمو به در گرفتم. سرفه هاش خیلی شدید و از اعماق وجودش بودن.. واقعا داشت خفه میشد.. نمیتونستم.. خدایا چیکار کنم؟ دلم طاقت نمیاره..
به زور نفسمو بیرون دادم و سریع رفتم تو اشپزخونه.. سريع يه نوشيدني که بلد بودم براي رفع سرفه با شیر و عسل درست کردم.
هول و با دستاي يخ لیوان رو جلوي در سرویس گذاشتم و از لاي در نگاش کردم. جلوي روشويي داشت اب میزد به صورتش و سرفه هاش کمتر شده بود.. سرشو چرخوند که خيلي تند و بدون مکث دویدم تو اتاق و در رو بستم و بهش تکیه دادم. یه دفعه خشن داد زد
لایک یادت نره رفیق
جیمین :گفتم گمشو تو اتاقت..همین الان..
خيلي سريع و هول عقب عقب رفتم و تند ازش دور شدم. صداش از شدت سرفه خيلي دورگه و داغون شده بود. جلوی اتاق ایستادم و دستمو به در گرفتم. سرفه هاش خیلی شدید و از اعماق وجودش بودن.. واقعا داشت خفه میشد.. نمیتونستم.. خدایا چیکار کنم؟ دلم طاقت نمیاره..
به زور نفسمو بیرون دادم و سریع رفتم تو اشپزخونه.. سريع يه نوشيدني که بلد بودم براي رفع سرفه با شیر و عسل درست کردم.
هول و با دستاي يخ لیوان رو جلوي در سرویس گذاشتم و از لاي در نگاش کردم. جلوي روشويي داشت اب میزد به صورتش و سرفه هاش کمتر شده بود.. سرشو چرخوند که خيلي تند و بدون مکث دویدم تو اتاق و در رو بستم و بهش تکیه دادم. یه دفعه خشن داد زد
لایک یادت نره رفیق
- ۱۷.۱k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط