دیگر تو را دوست ندارم
دیگر تو را دوست ندارم
نه که نخواهم...
نمیتوانم...
نمیتوانم باز هم احساسم را بروز دهم و بشکنم
دیگر تو آن مهربان دیروز نیستے
دیگر صدایت دلم را نمیلرزاند
دیگر تو را احساس نمیکنم
مــــن...
من دیگر دلم برایت نمیلرزد
دیگر نمیتوانم دوست بدارمت
چرا اینگونه میشوے؟
چراگاهے دست احساسم را گرفته و مرا با محبت به آغوش کشیده و گاهے طردم میکنے؟ میدانے؟
دیگر تو را دوست ندارم
نه که نخواهم
نمیتوانم نمیتوانم
نه که نخواهم...
نمیتوانم...
نمیتوانم باز هم احساسم را بروز دهم و بشکنم
دیگر تو آن مهربان دیروز نیستے
دیگر صدایت دلم را نمیلرزاند
دیگر تو را احساس نمیکنم
مــــن...
من دیگر دلم برایت نمیلرزد
دیگر نمیتوانم دوست بدارمت
چرا اینگونه میشوے؟
چراگاهے دست احساسم را گرفته و مرا با محبت به آغوش کشیده و گاهے طردم میکنے؟ میدانے؟
دیگر تو را دوست ندارم
نه که نخواهم
نمیتوانم نمیتوانم
- ۴۰۰
- ۱۲ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط