{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم از قصه ی عشقت گرهی باز کنم

گُفتَم از قِصٖه یِ عِشقَت گِـرِهی باز کُنَم
به پریشانیِ گیـسویِ تو سوگَند، نَـشُد

مَن دَهان بـاز نَکَردَم که نَرَنجی از مَن
مثلِ زَخمی که لَبَش باز به لَبخَند نَشُد

#فاضل_نظری #آناهیتا#عاشقانه
#خاص
دیدگاه ها (۱)

این روزها شَبیهِپَرستویِ گُم شده...مَرزی فَراتر از وطَنم درد...

مَرا ببخشید اَگر شِعر هایم شما را یادِ کسی می اندازد...‌هَمی...

نشستم چای خوردم ،شِعر گفتم،شاملو خواندم.اگر منظورت این ها بو...

💭من بُغضِ آخرِ شبِ تولدِ چِهل سالگیتم...بی حوصلگیت پشتِ تراف...

چه کنم با دل خود ؛ با تو بمانم یا نه..؟با صدای غزلم از تو بخ...

#عاشقانه_های_من#موزیک #ترانه #آهنگ#ویدیو_موزیک #موزیک_ویدیو#...

طرح نقاشیم تموم شد؟آرهههههسر رنگ آمیزی و تکمیلش چی میشم؟چی؟....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط