part three
part three.....
_هی چیکار میکنی؟
با دیدن دختر که در حال باز کردن زیپ بلوزش بود چشمشو برگردوند سمت جای دیگه تا ببینه کسی اینجا هست یا نه با دیدن خالی بودن اطرافشون تعجب کرد و دوباره نگاهشو سمت دختر رو به روش که حالا بدون هیچ لباسی جلوش وایستاده بود انداخت .
_ه...هی داری شوخی میکنی؟ چرا اینجا؟
جنیفر لبخند احمقانه ای زد و دستشو روی شونه های پسر روبه روش گذاشت
+اگه بخوام پسری که دوست دارم طعمشو اینجا بچشم اشکالی داره؟
مینهو تازه تموم قضیه رو فهمید . باورش نمیشد دختری که ازش خوشش میومد همون کسی باشه که اون کارای وحشتناک رو انجام میداده
جنیفر با دیدن قیافه ی مینهو اروم دو تا دستاشو روی گونه های مینهو گذاشت و نوازش کرد .
_نگران نباش . من و تو قراره تا ابد با هم بمونیم.... البته اگه اونجوری که میخوام نباشی میدونی که چه اتفاقی میوفته دیگه ؟ مگه نه پسر خوب؟
مینهو تند و با ترس سرشو تکون داد و مشغول بوسیدن هم شدن . بالاخره این یه فرصت طلایی برای مینهو بود . دستشو رو کمر لخت و باریک دختر روبه روش گذاشت و جاشو با خودش تغییر داد و به درخت چسبوندش . بعد از دل کندن از لباش ، لباشو به سمت ترقوه هاش برد و دختر با گرفتن چونه ی پسر سرشو بالا اورد
+اگه ازم خسته بشی مطمئن باش بلایی که سر بقیه اوردم سر تو هم میارم
_من رو با بقیه مقایسه نکن دختر جون من حتی از تو خطرناک ترم
Endddddd....
_هی چیکار میکنی؟
با دیدن دختر که در حال باز کردن زیپ بلوزش بود چشمشو برگردوند سمت جای دیگه تا ببینه کسی اینجا هست یا نه با دیدن خالی بودن اطرافشون تعجب کرد و دوباره نگاهشو سمت دختر رو به روش که حالا بدون هیچ لباسی جلوش وایستاده بود انداخت .
_ه...هی داری شوخی میکنی؟ چرا اینجا؟
جنیفر لبخند احمقانه ای زد و دستشو روی شونه های پسر روبه روش گذاشت
+اگه بخوام پسری که دوست دارم طعمشو اینجا بچشم اشکالی داره؟
مینهو تازه تموم قضیه رو فهمید . باورش نمیشد دختری که ازش خوشش میومد همون کسی باشه که اون کارای وحشتناک رو انجام میداده
جنیفر با دیدن قیافه ی مینهو اروم دو تا دستاشو روی گونه های مینهو گذاشت و نوازش کرد .
_نگران نباش . من و تو قراره تا ابد با هم بمونیم.... البته اگه اونجوری که میخوام نباشی میدونی که چه اتفاقی میوفته دیگه ؟ مگه نه پسر خوب؟
مینهو تند و با ترس سرشو تکون داد و مشغول بوسیدن هم شدن . بالاخره این یه فرصت طلایی برای مینهو بود . دستشو رو کمر لخت و باریک دختر روبه روش گذاشت و جاشو با خودش تغییر داد و به درخت چسبوندش . بعد از دل کندن از لباش ، لباشو به سمت ترقوه هاش برد و دختر با گرفتن چونه ی پسر سرشو بالا اورد
+اگه ازم خسته بشی مطمئن باش بلایی که سر بقیه اوردم سر تو هم میارم
_من رو با بقیه مقایسه نکن دختر جون من حتی از تو خطرناک ترم
Endddddd....
- ۱۰.۸k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط