{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی با دخترعموش میره بیرون و تو حسادت میکنی.

وقتی با دخترعموش میره بیرون و تو حسادت میکنی.

ریز خندید و سرشو تو گردنم فرو برد.
_آهه دلم برات تنگ شده بود . هومم.
لبم و گاز گرفتم که گوشیه کوک زنگ خورد‌.
_الو؟! سلام سونیا. من؟! آره خونه ایم.
نه بابا خونه خودته . باشه میبینمت.
برگشتم سمتش.
_چی میگه؟!
جاشو درست کرد و پاشو رو پام انداخت.
_داره میاد اینجا . تو راهه!
با شتاب از رو تخت بلند شدم.
_چیی؟!
خونسرد گفت
_برق گرفتت؟! چرا اینجوری بلند میشی؟!
چشم غره ای بهش رفتم و سمت کمدم رفتم و درشو باز کردم.
_واای چی بپوشمم؟!
کوک دستشو زیر سرش گذاشت و خیره نگام کرد.
_نصف شبی چی بپوشم میکنی؟!
زاری برگشتم.
_. حرفف نزنن.
نیشخندی زد‌. آهی کشید و خودشو رو تخت ولو کرد.
_چرا میخواد بیاد اینجا؟!
گوشیش رو برداشت و گفت
_عمو اینا خون نیستن،گفت میام اینجا.
پوفی کشیدم...
دیدگاه ها (۲)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

وقتی بچه دارین ولی . ....هوفی کشیدم، جیغ دوباره ی سول بلند ...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

وقتی میاین ایران ولی تحریک میشه...با تعجب خییلییی زیاد نگاشو...

#ارباب‌سنگدل #پارت_21کوک با صدایی سرد گفت : بیا اینجا همین...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:9رفت بیرون و درو قفل کرد...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3وقتی تو مدرسه دعوات شد....... جونگکوک: حرف قانع کن...

وقتی دوست صمیمی هستین ولی اون دوست دختره داره ولی یه روز .‌....

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط