{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با کفش‌هاے خستگےِ خود

با کفش‌هاے خستگےِ خود

این‌کوچہ را براے‌تو هاشور مے‌زنم

جآن‌مےدهم شبے کہ‌نیایی بہ دیدنم

بر صبح بےتو ‌گره‌ے کور مےزنم...!
دیدگاه ها (۱)

, نگاهم کن که چشمانت قشنگ استصدایم کن که دل در سینه تنگ استم...

هر سقوطی پایان کار نیستباران را ببینسقوط بارانقشنگ ترین آغاز...

من نمی دانستم معنی هرگز را...توچرابازنگشتی دیگر؟!هوشنگ ابتها...

من هرروز دوست داشتنت راچال میکنم!وهرشب برای نقش قبرش برمیگرد...

وقتی که تمام مردم شهربه خواب می روندمن در کوچه هاتو را قدم م...

هنوز حرف‌می زنم، هنوز راه می‌رومبه سمت جای خالی‌ات‌، به اشتب...

صبح که میشودچشم که می گشایی به تو لبخند می زند زندگیطلوعی دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط