چوی بله بانوی من
چوی : بله بانوی من .
هایون : خوبه .
چوی : کجابه رو آماده کنید.
ندیمه ها: بله .بانو.
¥ برو دخترم ما هم پشت سرت میایم.
£ برید.
+ باشه.
مراسم .
چوی : بانوی من رسیدیم.
+ باشه . وایسا پیاده شم ...اها
ویو هایون:
یه دستی به لباسم کشیم گوشی دامنم رو گرفتم و به سمت مراسم .
حتی جونگ هیون هم بود . دوست صمیمیم سریع به طرفم اومد و بغلم کرد.
( با علامت € میزارم دوستش رو.)
+ جونگ هیون تو هم اینجایی؟
€ چیه نکنه فکر کردی خودت دختر وزیری ( کیوت و حرصی.)
+( خنده.) ناراحت نشو .
€ اینا رو ولش کن . من میترسم منو انتخاب کنه آخه من خیلی نگران جایهان هستم.
+ جایهان همون پسر جوونه که وزیر شده تازه همون که خاستگارته ؟!
€ وای چقدر سوال میپرسی اره همون چیه خوشت اومده 🤨
+ من ، نبابا
€ تو اصلا حس داری قلب مثل اینه.
+ این کیه؟!
€ ای بابا اون دیگه اشاره کرد به پشتش که یهو ندیمه بلند گفت: پادشاه وارد میشوند.
+ اوه اوه بخواب رو زمین ( سجده)
€ ( سجده )
+ ( همون جور که بغل هم سجده کرده بودن .) یا خدا این دیگه کیه .
€ یا ابلفظل ما قراره زن این بشیم خدایا ما رو انتخاب نکنه .( آروم گفتن.)
+ بدبختیم.
ملکه مادر : خب بانوان خوش آمدین.امروز همون طور که میدونید . قراره برای پسرم عروسی انتخاب کنیم .
ملکه بزرگ : ( مادر بزرگ یونگی) ولی اگر به جایی نرسیدیم . جشنی دیگر برپا میکنیم . و پادشاه و ملکه و من باهم گفتگویی داشته باشیم.
از خودتون پذیرایی کنید.
+ بهشون نمیخوره مهربون نباشن.
€ کی ملکه بزرگ و ملکه مادر ، نه بابا مطمئن باش نقشه های شومی دارن ببین اگه منو ملکه بزرگ و تو رو ملکه مادر انتخاب کنه بینمون جدایی میندازه.
+ امیدوارم همچین اتفاقی نیوفته. بعدشم این همه دختر اینجاس ما چرا .
ویو ملکه مادر .
همه دخترا رو با دقت زیر نظر داشتم .خوب بود . که اسم همشون رو میدونم .
ملکه مادر : نطر شما چیه ملکه بزرگ؟
ملکه بزرگ : تمام دختر ها زیبا و برازنده هستند.
ملکه مادر : بله همینطوره شما چطور علیحظرت .
یونگی : نظری ندارم.( سرد.)
ملکه مادر : 😒
ملکه مادر : عا ... اون دوتا دختر رو نگاه کن اون دختر هایون دختر وزیر هوانگو و اون دختر جونگ هیون دختر وزیر دوهیون
چقدر هایون قشنگه .
ملکه بزرگ : به نطر من که جمینا بهترین دختر هستش و اون دختر وزیر هاجونه .
ملکه مادر : هه هاجون 😏اون که خیلی پایینتر از وزیر دوهیون و هوانگوهستش
هایون : خوبه .
چوی : کجابه رو آماده کنید.
ندیمه ها: بله .بانو.
¥ برو دخترم ما هم پشت سرت میایم.
£ برید.
+ باشه.
مراسم .
چوی : بانوی من رسیدیم.
+ باشه . وایسا پیاده شم ...اها
ویو هایون:
یه دستی به لباسم کشیم گوشی دامنم رو گرفتم و به سمت مراسم .
حتی جونگ هیون هم بود . دوست صمیمیم سریع به طرفم اومد و بغلم کرد.
( با علامت € میزارم دوستش رو.)
+ جونگ هیون تو هم اینجایی؟
€ چیه نکنه فکر کردی خودت دختر وزیری ( کیوت و حرصی.)
+( خنده.) ناراحت نشو .
€ اینا رو ولش کن . من میترسم منو انتخاب کنه آخه من خیلی نگران جایهان هستم.
+ جایهان همون پسر جوونه که وزیر شده تازه همون که خاستگارته ؟!
€ وای چقدر سوال میپرسی اره همون چیه خوشت اومده 🤨
+ من ، نبابا
€ تو اصلا حس داری قلب مثل اینه.
+ این کیه؟!
€ ای بابا اون دیگه اشاره کرد به پشتش که یهو ندیمه بلند گفت: پادشاه وارد میشوند.
+ اوه اوه بخواب رو زمین ( سجده)
€ ( سجده )
+ ( همون جور که بغل هم سجده کرده بودن .) یا خدا این دیگه کیه .
€ یا ابلفظل ما قراره زن این بشیم خدایا ما رو انتخاب نکنه .( آروم گفتن.)
+ بدبختیم.
ملکه مادر : خب بانوان خوش آمدین.امروز همون طور که میدونید . قراره برای پسرم عروسی انتخاب کنیم .
ملکه بزرگ : ( مادر بزرگ یونگی) ولی اگر به جایی نرسیدیم . جشنی دیگر برپا میکنیم . و پادشاه و ملکه و من باهم گفتگویی داشته باشیم.
از خودتون پذیرایی کنید.
+ بهشون نمیخوره مهربون نباشن.
€ کی ملکه بزرگ و ملکه مادر ، نه بابا مطمئن باش نقشه های شومی دارن ببین اگه منو ملکه بزرگ و تو رو ملکه مادر انتخاب کنه بینمون جدایی میندازه.
+ امیدوارم همچین اتفاقی نیوفته. بعدشم این همه دختر اینجاس ما چرا .
ویو ملکه مادر .
همه دخترا رو با دقت زیر نظر داشتم .خوب بود . که اسم همشون رو میدونم .
ملکه مادر : نطر شما چیه ملکه بزرگ؟
ملکه بزرگ : تمام دختر ها زیبا و برازنده هستند.
ملکه مادر : بله همینطوره شما چطور علیحظرت .
یونگی : نظری ندارم.( سرد.)
ملکه مادر : 😒
ملکه مادر : عا ... اون دوتا دختر رو نگاه کن اون دختر هایون دختر وزیر هوانگو و اون دختر جونگ هیون دختر وزیر دوهیون
چقدر هایون قشنگه .
ملکه بزرگ : به نطر من که جمینا بهترین دختر هستش و اون دختر وزیر هاجونه .
ملکه مادر : هه هاجون 😏اون که خیلی پایینتر از وزیر دوهیون و هوانگوهستش
- ۳۱۹
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط