ملکه بزرگ بالاخره که معلوم میشه کی ملکه خواهی شد
ملکه بزرگ : بالاخره که معلوم میشه کی ملکه خواهی شد.
ملکه مادر بلند شد گفت : من جمینا رو به عنوان ملکه آینده و رقیب ....
ملکه مادر: کیم هایون ، اعلام میکنیم.
ویو هایون.
خون توی رگم یخ زد الان اسم من رو گفت .
+ اااا الان اسمممم م...ن ر..و گفت...
€ فکر کنم میمیری.
ملکه بزرگ : لطفا جمینا و هایون تشریف بیارند و پشت سرما وایسند.
€ پاشو برو دختر
ویو هایون.
جیمنا خیلی ریلکس انگار که از قبل ملکه بوده پاشود رفت وایساد .
پشت ملکه بزرگ قشنگگگگگگ معلوم بود نقشه های شومی کشیدن.یاا 시발
بلند شدم بهم یه نیشخند زد و زیر لب دوباره یه 시발 و یه 미친 نسارش کردم. دختره ی 안
من پشت ملکه مادر ایستادم سرم پایین بود. فهمیدم یکی داره نگام میکنه برگشتم دیدم پادشاهه خیلی ریلکس داشت نگاهم میکرد ۵ دقیقه ۱۰ دقیقه یه ربع همین جور به هم زل زده بودیم که صدای دست و جیغ اینا اومد که یه تعظیم کردم . بهش و برگشتم.
ویو یونگی.
ملکه مادر هایون و ملکه بزرگ جمینا رو انتخاب کرد .
هایون دختر خوشگلی بود . ولی جمینا از بچگی بهم دروغ میگفت و همه رو مخصوصن هایون رو اذیت میکرد. یه بار یادمه آومد بزنه تو گوش هایون که دستش رو گرفتم کلی خودش رو لوس کرد ولی هایون سرش همیشه پایین بود. آروم مظلوم بود. همینجوری داشتم فکر میکردم بهش که بگشت و نگام کرد. انگار توی شوک بود. ۵ دقیقه ۱۰ دقیقه یه ربع توی همین حالت بودیم که اون دست کشید و تعظیم کرد و برگشت یه نیشخند زدمو به روبه روم نگاه کردم.
ویو هایون .
واییییییییییی قلبم ترکید.جذاب لعنتی با اون چشمش که یه خط روش داره نگام میکرد عررررررررررر
یادم میاد بچه که بودیم خیلی جمینا بامن دعوا میکرد و لی همیشه جونگ هیون و پادشاه از من مراقبت میکردن. اون موقعه من خیلی ضعیف بودم . فاصله سنی منو پادشاه پنچ ساله اون ۳۲ سالشه و من ۲۷ یعنی من وقتی ۵ سالم بود انقدر ضعیف بودم. ولی الان نه الان حقم رو میگیرم.یادم میاد که جمینا یه بار میخواست منو بزنه ولی پادشاه نزاشت خیلی خوب بود☺مطمئن هستم که الان شبیه 🍅گوجه شدم .
یونگی ویو .
یهو نگاش کردم . شبیه گوجه شده بود . آنقدر خنده دار بودکه معلوم نیست داره به چی فکر میکنه دیگه نتونستم جلوی خودم رو بگیرم زدم زیر خنده کل سالن ساکت شد و صدای من بود فقط
ملکه مادر : علیحظرت، علیحظرت وای خدا چرا اینجوری شد مست شدی.
هایون توی دهنش : معلومه داره به من
میخنده.
اسلاید دو قیافه هایون اسلاید سه جونگ هیون
ملکه مادر بلند شد گفت : من جمینا رو به عنوان ملکه آینده و رقیب ....
ملکه مادر: کیم هایون ، اعلام میکنیم.
ویو هایون.
خون توی رگم یخ زد الان اسم من رو گفت .
+ اااا الان اسمممم م...ن ر..و گفت...
€ فکر کنم میمیری.
ملکه بزرگ : لطفا جمینا و هایون تشریف بیارند و پشت سرما وایسند.
€ پاشو برو دختر
ویو هایون.
جیمنا خیلی ریلکس انگار که از قبل ملکه بوده پاشود رفت وایساد .
پشت ملکه بزرگ قشنگگگگگگ معلوم بود نقشه های شومی کشیدن.یاا 시발
بلند شدم بهم یه نیشخند زد و زیر لب دوباره یه 시발 و یه 미친 نسارش کردم. دختره ی 안
من پشت ملکه مادر ایستادم سرم پایین بود. فهمیدم یکی داره نگام میکنه برگشتم دیدم پادشاهه خیلی ریلکس داشت نگاهم میکرد ۵ دقیقه ۱۰ دقیقه یه ربع همین جور به هم زل زده بودیم که صدای دست و جیغ اینا اومد که یه تعظیم کردم . بهش و برگشتم.
ویو یونگی.
ملکه مادر هایون و ملکه بزرگ جمینا رو انتخاب کرد .
هایون دختر خوشگلی بود . ولی جمینا از بچگی بهم دروغ میگفت و همه رو مخصوصن هایون رو اذیت میکرد. یه بار یادمه آومد بزنه تو گوش هایون که دستش رو گرفتم کلی خودش رو لوس کرد ولی هایون سرش همیشه پایین بود. آروم مظلوم بود. همینجوری داشتم فکر میکردم بهش که بگشت و نگام کرد. انگار توی شوک بود. ۵ دقیقه ۱۰ دقیقه یه ربع توی همین حالت بودیم که اون دست کشید و تعظیم کرد و برگشت یه نیشخند زدمو به روبه روم نگاه کردم.
ویو هایون .
واییییییییییی قلبم ترکید.جذاب لعنتی با اون چشمش که یه خط روش داره نگام میکرد عررررررررررر
یادم میاد بچه که بودیم خیلی جمینا بامن دعوا میکرد و لی همیشه جونگ هیون و پادشاه از من مراقبت میکردن. اون موقعه من خیلی ضعیف بودم . فاصله سنی منو پادشاه پنچ ساله اون ۳۲ سالشه و من ۲۷ یعنی من وقتی ۵ سالم بود انقدر ضعیف بودم. ولی الان نه الان حقم رو میگیرم.یادم میاد که جمینا یه بار میخواست منو بزنه ولی پادشاه نزاشت خیلی خوب بود☺مطمئن هستم که الان شبیه 🍅گوجه شدم .
یونگی ویو .
یهو نگاش کردم . شبیه گوجه شده بود . آنقدر خنده دار بودکه معلوم نیست داره به چی فکر میکنه دیگه نتونستم جلوی خودم رو بگیرم زدم زیر خنده کل سالن ساکت شد و صدای من بود فقط
ملکه مادر : علیحظرت، علیحظرت وای خدا چرا اینجوری شد مست شدی.
هایون توی دهنش : معلومه داره به من
میخنده.
اسلاید دو قیافه هایون اسلاید سه جونگ هیون
- ۱۰.۶k
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط