{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📚حکایت زیبا و پند آموز پنجره و آینه

📚حکایت زیبا و پند آموز پنجره و آینه


جوان ثروتمندی نزد یک روحانی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست. روحانی او را به کنار پنجره برد و پرسید: پشت پنجره چه می بینی؟ جواب داد: آدم‌هایی که می‌آیند و می‌روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می‌گیرد.
 
بعد آینه‌ی بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در این آینه نگاه کن و بعد بگو چه می‌بینی؟  جواب داد: خودم را می‌بینم.
 دیگر دیگران را نمی‌بینی! آینه و پنجره هر دو از یک ماده‌ی اولیه ساخته شده‌اند، شیشه. اما در آینه لایه‌ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی‌بینی. این دو شی‌ شیشه‌ای را با هم مقایسه کن.
 
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می‌بیند و به آنها احساس محبت می‌کند. اما وقتی از نقره (یعنی ثروت) پوشیده می‌شود، تنها خودش را می بیند. تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش نقره‌ای را از جلو چشم‌هایت برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوست‌شان بداری.
دیدگاه ها (۰)

گرم کردن پای پیچ خورده وآسیب دیده اشتباه است زیرا گرماباعث ا...

اولین تصاویر از عاملین حمله تروریستی به کرمان نشون میده بازه...

واکنش نماینده نزدیک به زاکانی به تایید صلاحیت تاجگردون: کاش ...

شاهها و سلسله ها و حکومت ها که میان و میرن این احمد صوفی که ...

جوانی پدر خردمندى داشت. روزى به پدر گفت: اى پدر دانا و خردمن...

خواب رویایی part: ۶ ...

خواب رویایی part: ۵ کاف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط