{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم خاموش

دلم خاموش
دهانم بوی نفرت می دهد هر روز
زبان را نای صحبت نیستش
لب دوز
زمان چون باد ، آواره
دل از زخم سیاه غُصه بیماره
هوا ابری
زمین در چرخش ِ
بی رحم و بی صبری
شب و روز می شود تکرار
بر این آوار ِ
بی پندار
فقط تکرار.................................
#شهزاد
دیدگاه ها (۳)

p25

چند پارتیپارت ۴سه روز از آن شبِ وحشتناک گذشت. سکوتِ زیرزمین ...

&شیسه.... تو باید بری. اونا می‌کشنتشیسه میدونست. خوب چیکار م...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مدیر : حالا که اینطوریه اینارو ببین ...

خالده فروغ

علی را وصف در باور نیایدزبان هرگز ز وصفش بر نیایدعلی تر کیبی...

رمان مافیا (لطفا گذارش نکنید)

امشب سکوتِ می، خبری مست می برَدامشب کسی به کار خدا دست می بر...

پارت : ۴۸

من شهرم … شیرین داوودیاندر: مهر ۱۲, ۱۳۹۷وقتی با پسرم پاهایما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط