{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم خاموش

دلم خاموش
دهانم بوی نفرت می دهد هر روز
زبان را نای صحبت نیستش
لب دوز
زمان چون باد ، آواره
دل از زخم سیاه غُصه بیماره
هوا ابری
زمین در چرخش ِ
بی رحم و بی صبری
شب و روز می شود تکرار
بر این آوار ِ
بی پندار
فقط تکرار.................................
#شهزاد
دیدگاه ها (۳)

منم عمق عطش در تب صحرامنم بی سایه ای تنهای تنهانه اشکی تا فر...

سلامم را تو پاسخ گو هوا سرد است می دانم بیا در باز کن این سی...

حال من خوب است می خندم ولی از شدت خنده سراب اشکها جاری است...

چشمان تو آنمست ترین نوش حلال استاحساس چو می نوشد ،دل مست ِ م...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.5  (روایت از زبان نویسنده)--...

p25

اسم : عشقی در تاریکی جنگل پارت ۶ (از زبان راوی ) ،الستور در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط