{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟

با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟

مدتی بودکه غافل شده بودم ازعشق

تو مرا باز گرفتار بلایش کردی؟

گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست

تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟

بستم آغوش به رویش که از اینجا برود

سینه ام را تو چرا باز سرایش کردی؟

او به احساس تو می زد لگد واما تو

سرمه چشم من از تربت پایش کردی؟

سعی کردم که فراموش کنم خاطره اش

بین هر خاطره ام باز رهایش کردی

به تو می گفتم از اول که خدا افسانه ست

ساده دل! باز شکایت به خدایش کردی؟

بارها تجربه کردی که دعا بی اثر است

باز هم بر سر سجاده دعایش کردی؟
دیدگاه ها (۳)

کلافه کرده هر شبم ، کلاف بوسه های تومعاف می شود لب از عفاف ب...

اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردم ...زمین هم آسمان گرد...

دلم ... " میشڪنه " بعضے اوقات... ...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته میگویی " ...

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟با دو چشمان پُر از اشک صدایش...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

an angel in the darkness

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط