{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک علیآقا

*یک. علی‌آقا*

من، سید علی حسینی خامنئی، در شهر مشهد، مرکز استان خراسان، در جوار آستان امام هشتم، علی بن موسی الرضا علیه‌السلام، در یک خانواده روحانی به دنیا آمدم. زادروز من، بیست و هشتم ماه صفر سال ۱۳۵۸ هجری قمری است. تیر ماه ۱۳۱۸. البته این در شناسنامه است. ظاهرا تاریخ صحیح باید فروردین‌ماه باشد.

ما هشت خواهر و برادر از دو مادر بودیم؛ یعنی پدرم از خانمی، سه فرزند داشت که هر سه هم دختر بودند. بعد، آن خانم فوت کرده بودند و پدرم با خانم دیگری - که مادر ما باشند - ازدواج کرده بودند. ما بچه‌های این خانم دوم، پنج نفر بودیم؛ چهار برادر و یک خواهر، و در این پنج نفر، من دومی بودم. البته در این بین، دو بچه هم از بین رفته بودند؛ با آن حساب، من چهارمی میشوم؛ اما چون واسطه‌ها کم شده بودند، من بچه دوم خانواده بودم. البته خواهرهای بزرگ ما از خانم اوّل بودند؛ آنها از ما خیلی بزرگتر بودند.

اوّلین فرزند خانم (مادرم)، آقارضا و دوّمی محمّدآقا است. آقارضا حدوداً دوساله بوده که فوت میکند، بعد بچّه‌ی سوّمی دنیا می‌آید که پدرم به‌ خاطر علاقه‌ی به حضرت رضا علیه‌السلام اسم او را هم «آقارضا» میگذارند. ایشان واقعاً عاشق امام رضا علیه‌السلام بودند. این بچّه هم بعد از یک‌ هفته یا ده‌ روز فوت میکند. بعد من به دنیا می‌آیم که اسم من را میگذارند علی‌آقا. با همین قید «آقا». ما که به دنیا آمدیم از اوّل اسم ما را با «آقا» گذاشتند.‌ ولادت پسر در نظر پدرم که همسر قبلی‌اش چهار دختر پیاپی آورده بود _و یکی از آنها در کودکی از دنیا رفته بود_ موهبت بزرگی محسوب میشد و چون دو تا از پسرها از دست رفته بودند، باقیمانده‌ها در چشمش بسیار عزیز بودند. شاید از جمله به این خاطر بود که برادران بزرگ‌ترم و من از اوان ولادت _بر خلاف معمول_ آقا نامیده شدیم: آقارضا، محمّدآقا و علی‌آقا.
دیدگاه ها (۰)

*⭕️ وقتی توی جنگ با غول آخر هم افتتاح پروژه داشتیم✊️*

🚨سیدمجید موسوی: راهبرد نظامی رهبر شهیدمان را پیروز کرده استس...

*⭕️ برای ما سکوت میدان نبرد بود و برای نیروهای غیور نظامی ما...

آمریکا*تگزاس*

کپشن مهم خواهشا بخونید و برای ظهور دعا کنید

❌️❌️❌️❌️❌️❌️فرصتی برای ظهور و نجاتماندر این شرایط بهترین موق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط