اسم رمان: سایه ای که پدرم بود
اسم رمان: سایه ای که پدرم بود
معرفی:
همه میگفتند او مردی سرد، مغرور و غیر قابل نفوذ است.
مردی که با یک نگاه، لرزه به جان آدم می اندازد اما هیچکس از حقیقت خبر نداشت من فقط دختری بودم که آرزو داشت یک بار، فقط یک بار، پدرش اورا در آغوش بگیرد.
نمی دانستم پشت آن سکوت، پشت آن نگاه یخ زده و پشت تمام «دوستت ندارم» هایی که هرگز به زبان نمی آورد...
بزرگترین راز کره پنهان شده است. و وقتی حقیقت را فهمیدم..دیگر هیچ مثل قبل نبود.
گاهی خطرناک ترین آدم دنیا، همان کسی است که تمام عمر، بی صدا از تو محافظت کرده است...
معرفی:
همه میگفتند او مردی سرد، مغرور و غیر قابل نفوذ است.
مردی که با یک نگاه، لرزه به جان آدم می اندازد اما هیچکس از حقیقت خبر نداشت من فقط دختری بودم که آرزو داشت یک بار، فقط یک بار، پدرش اورا در آغوش بگیرد.
نمی دانستم پشت آن سکوت، پشت آن نگاه یخ زده و پشت تمام «دوستت ندارم» هایی که هرگز به زبان نمی آورد...
بزرگترین راز کره پنهان شده است. و وقتی حقیقت را فهمیدم..دیگر هیچ مثل قبل نبود.
گاهی خطرناک ترین آدم دنیا، همان کسی است که تمام عمر، بی صدا از تو محافظت کرده است...
- ۱۳۷
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط