{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من
جان به قربان تو و چشم سیاهت گل من

باورت هست از آن لحظه که تو دور شدی
همه شب منتظرم بر سر راهت گل من

باورت هست دمادم به تو من می گفتم
شده بر دوش من آن بار گناهت گل من

این همه سردی تو باز عذابم داده‌است
مگر آغوش کسی گشته پناهت گل من

یادت آمد به تو گفتم که چه زیبا شده ای
با گلی را که زدی تو به کلاهت گل من

بارها گفته ام ای دوست چنین آه مکش
چون که آتش بکشد خرمن آهت گل
دیدگاه ها (۳)

ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺗﻢ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡﺑﯽ ﻫﻮﺍﯾﺖ ﮐﻨﺞ ﭘﺴﺘﻮﻫﺎﯼ ﻏﻢ ﯾﺦ...

تا دل نشود عاشق دیوانه نمی گرددتا ...

♥♥♥♥

از دل چه بگویم شده غم خانه ی منهر سو نگرم غم شده پیمانه ی من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط