{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم از دنیا گرفت، پناه بردم به صحن تو، نشستم در چایخانه‌ا

دلم از دنیا گرفت، پناه بردم به صحن تو، نشستم در چایخانه‌ات… چایی آمد و بغضم هم… فقط تو می‌دانستی چه دردی ریخته بودم در آن استکان.
دیدگاه ها (۰)

من دیوانه‌ی توام، نه از آن دیوانگی‌های ساده… از آن جنس که هر...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

مگر چشمانِ تو چه فرقی داشت... که هر بار نگاهت کردم، دلم آرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط