{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم از دنیا گرفت، پناه بردم به صحن تو، نشستم در چایخانه‌ا

دلم از دنیا گرفت، پناه بردم به صحن تو، نشستم در چایخانه‌ات… چایی آمد و بغضم هم… فقط تو می‌دانستی چه دردی ریخته بودم در آن استکان.
دیدگاه ها (۰)

بــعـد از رفـتـنـت، از خـدا خـواسـتـمفـرامـوشـی بــگـیـرمشـا...

پناه از آن‌چه دیده‌ام ، به چشم‌های تو. از چشم‌های پر سوال تو...

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط