{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما را به در خانه رسانید که مستیم

ما را به در خانه رسانید که مستیم
سرشار غم و مست می جام الستیم

نشناخت کسی گر دل بشکسته ما را
خود نیز ندانیم که بودیم و که هستیم

ما راه بسر منزل مقصود نبردیم
زیرا که بنا مردمی عهدی نشکستیم

راندند بخواری ز سر کوی محبت
جانی که بیک مو در این خانه ببستیم

بستند در میکده با آنکه بعمری
پشت در این خانه سر خاک نشستیم

ایدوست سلامت سر تو تا نزنی می
ما جام پر از خون دل خویش شکستیم

ما را نه چنان خواه که دلخواه تو باشد
دیوانه عشقیم همینیم که هستیم
دیدگاه ها (۱۱)

نشناخت کسی گر دل بشکسته ماراخود نیز ندانیم که بودیم و که هست...

ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیمپوشیده چه گوییم همینیم که ه...

ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم پوشیده چه گوییم همینیم که ...

ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم پوشیده چه گوییم همینیم که ...

ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم پوشیده چه گوییم همینیم که ...

ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم پوشیده چه گوییم، همینیم که...

ما سرخوش از آنیم که با یاد تو مستیم .سر هم برود باز به پای ت...

خواهم که شب جمعه‌ای از خانه خمارآیم به در صومعه زاهد دین دار...

𝔜𝔬𝔲 𝔠𝔞𝔫'𝔱 𝔟𝔢 𝔟𝔢𝔱𝔱𝔢𝔯 𝔱𝔥𝔞𝔫 𝔪𝔢😩︵⏜࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵︵֪𝔞𝔳𝔦𝔩𝔩𝔞: تولدت مبار...

مانیفستِ صاعقه | ترازِ کلام: بهرام محمدی۱. «حکومتِ بی‌عدالت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط