{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدتی شد که در آزارم و میدانی تو

مدتی شد که در آزارم و می‌دانی تو
به کمند تو گرفتارم و می‌دانی تو

از غم عشق تو بیمارم و می‌دانی تو
داغ عشق تو به جان دارم و می‌دانی تو

#وحشی_بافقی
دیدگاه ها (۱)

من بر سر صلحم تو چرا جنگ گزینیمن بر سر مهرم تو چرا بر سر کین...

بود آیا که ز دیوانه‌ی خود یاد کندآن‌که زنجیر به پای دل شیدا ...

سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مراوز من رها سازد مرا بیگانه...

ناگهان باز دلم یاد تو افتاد شکستمثل‌آن شیشه که درهمهمه باد ش...

ب دو چشم آبی تو ؛ ک ز سر گذشته آبمچ شود ک دستگیری؟ تو از این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط