"خدایا..."
"خدایا..."
سال در آستانه ی نو شدن است...
همه در هیاهوی غبار آلودی اند...
جامه ی نو به تن میکنند...
جامه ای از رنگ سال...
گلبهی و صورتی و آبی اش را نمیدانم...
اما رنگ سال من متفاوت است باهمه
رنگی از پرتو لطف و رحمت تو...
رنگی به زلالی آب.... به روشنی آفتاب...به قشنگی آسمان...
یکسال گذشت...
کاش خدا هم بگذرد....
از تمام بدی ها و کوتاهی هایم....
"خدایا عبد گناهکارت در آستانه ی سال نو در انتظار بخششی از سوی توست..."
سال در آستانه ی نو شدن است...
همه در هیاهوی غبار آلودی اند...
جامه ی نو به تن میکنند...
جامه ای از رنگ سال...
گلبهی و صورتی و آبی اش را نمیدانم...
اما رنگ سال من متفاوت است باهمه
رنگی از پرتو لطف و رحمت تو...
رنگی به زلالی آب.... به روشنی آفتاب...به قشنگی آسمان...
یکسال گذشت...
کاش خدا هم بگذرد....
از تمام بدی ها و کوتاهی هایم....
"خدایا عبد گناهکارت در آستانه ی سال نو در انتظار بخششی از سوی توست..."
- ۹۰۶
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط