یهو دیدم که داره با یک پسر میره پارتی رفتم به مامانم گفتم

یهو دیدم که داره با یک پسر میره پارتی رفتم به مامانم گفتم که قظیه از این قراره و.... مامانم اومد دیدم خواهرم با موهای خیس داره دار بیرون میره بیرون بهش گفتم مامان داره میاد اونم تند تند خودش رو خشک کرد بهش گفتم چیکار کردی میگه رفتم پارتی بهش گفتم من رازتو نگه میدارم ولی ....
دیدگاه ها (۶)

اینم از فیک جدید ببخشید فعالیت نداشتم اصکی آزاد

خوشگله ؟

فیک من و خواهرمسلام من آسنا هستم و یک خواهر از خودم بزرگ تر ...

آبنبات تلخ

ویو اتبدو بدو رفتم توی اتاقم نمیدونم چرا هر کاری میکردم نمیت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط