{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مولای من ! وقتی بغض ناباور درد در حنجره ام زندانی است ، و

مولای من ! وقتی بغض ناباور درد در حنجره ام زندانی است ، وقتی واژه ها در پستوی خاطرات گرد گرفته اند ، وقتی زبانم از تکرار کلام عاجز است ، وقتی می توانم با چشمانم سخن بگویم ، به کلام احتیاج نیست. وقتی نگاه من با نگاه تو آشناست ، زبان احتیاج نیست . پس چشمانم را به تو می سپارم تا در وسعت روشن نگاهت ، بغض های سبز درونم را با تو نجوا کنم.
تو کجایی گل نرگس؟؟؟
دیدگاه ها (۱۲)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

...در وصف چشمان تو، زبان از گفتن و قلم از نوشتن عاجزند!چشمان...

مرا بخوان مثل شعر سهراب واژه به واژهخط به خطبگذار میان افکار...

‌ ‌ خطاب به نیمه گمشده ام:مشترک مورد نظر هنوز در دسترس نیستی...

❣ خطاب به نیمه ی گمشده مشتــــرک مورد نظر هنوز در دسترس نیس...

مشترک مورد نظر هنوز در دسترس نیستی! . اما ب حرمت روزی ک قدم ...

مشتــــرک مورد نظر هنوز در دسترس نیستی😞 اما 😊 به حرمت روزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط