بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
لازم است ابتدا بیندیشیم که چرا در دهههای اخیر، فلسفه به ویژه در اندیشۀ غرب، مورد حمله قرار گرفته است، تا جایی که در بسیاری از دانشگاههای معروف، رشتۀ فلسفه حذف شده است و بیشتر نظریات فلسفی نیز از سوی جامعه شناسان (Sociologists) ارائه میشود؟!
منکران، نقادان و دشمنان فلسفه، به دو گروه تقسیم می شوند: گروه نخست را تودههای مردمی تشکیل میدهند که اصلاً نمیدانند فلسفه و موضوع آن چیست؟ اما گروه دوم را اندیشمندانی تشکیل میدهند که به خوبی میدانند فلسفه، حقایق پشت پوستۀ مادیات را میشناساند و حقایقی را نشان میدهد که با تفکر و تعقل شناخته میشوند؛ و آنها نمیخواهند که این حقایق بر مردم آشکار شود! چرا که نهایت شناخت حقایق، به خداشناسی میرسد!
فلسفه، از اقسام علوم شناختی میباشد؛ چنان که حواس پنجگانه نیز از ابزار علم شناختی میباشد؛ مادیات و خواص آنها با حواس و در علوم طبیعی و تجربی شناخته میشوند، و شناخت علوم عقلی، کار فلسفه است.
در شناخت حسّی، با گوش نمی توانید رنگ یا وزن اشیاء را تشخیص دهید، بلکه هر کدام وسیلۀ شناختی خود را دارند، با فلسفه نیز نمیتوانید طول و عرض اشیا را اندازهگیری نمایید؛ و با علوم طبیعی و تجربی نیز نمیتوان اثبات نمود که عالَم هستی، آفریدگاری دارد یا ندارد؟ یا حرکت عالَم،به سوی مقصدی معلوم روان است، یا نیست؟!
موضوع فلسفه هست و نیست میباشد، فلسفه، بحث از وجود و چگونگیهای آن مانند: واجب یا ممکن بودن - قدیم یا حادث بودن - علت یا معلول بودن - ثابت یا متحرک بودن دارد؛ لذا فلسفه کاری کاری با مصادیق وجود ندارد و در پی اثبات این نیست که این انسان است، یا حیوان، یا گیاه - سبک است یا سنگین - شور است یا شیرین - دراز است یا کوتاه و هر کدام چه خواصی دارند؛ اما اگر ادعا شود که ماده، ازلی است، یا اتفاقی و تصادفی به وجود آمده است، آن را بررسی میکند و با براهین عقلی به اثبات میرساند که ماده نمیتواند ازلی باشد - پیدایش آن نمیتواند بدون علّت پیدایش باشد - و تصادفی و اتفاقی به وجود نیامده است. بنابراین، کار فلسفه، اثبات وجود و چگونگی آن، با اقامۀ برهان و قیاس عقلی میباشد.
موضوع فلسفه، اثبات وجود خارج از ذهن میباشد، مانند وجود علّت که برای همه مشهود است، اما در عالم خارج، مادهای به نام علّت وجود ندارد، بلکه وجودش با براهین عقلی به اثبات میرسد.
از اینرو، نفی و اثبات در علوم طبیعی و تجربی نیز نیاز به علوم عقلی فلسفی دارد. به عنوان مثال: در علوم طبیعی و تجربی، وجود یک ویروس یا باکتری شناخته می شود، (ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
لازم است ابتدا بیندیشیم که چرا در دهههای اخیر، فلسفه به ویژه در اندیشۀ غرب، مورد حمله قرار گرفته است، تا جایی که در بسیاری از دانشگاههای معروف، رشتۀ فلسفه حذف شده است و بیشتر نظریات فلسفی نیز از سوی جامعه شناسان (Sociologists) ارائه میشود؟!
منکران، نقادان و دشمنان فلسفه، به دو گروه تقسیم می شوند: گروه نخست را تودههای مردمی تشکیل میدهند که اصلاً نمیدانند فلسفه و موضوع آن چیست؟ اما گروه دوم را اندیشمندانی تشکیل میدهند که به خوبی میدانند فلسفه، حقایق پشت پوستۀ مادیات را میشناساند و حقایقی را نشان میدهد که با تفکر و تعقل شناخته میشوند؛ و آنها نمیخواهند که این حقایق بر مردم آشکار شود! چرا که نهایت شناخت حقایق، به خداشناسی میرسد!
فلسفه، از اقسام علوم شناختی میباشد؛ چنان که حواس پنجگانه نیز از ابزار علم شناختی میباشد؛ مادیات و خواص آنها با حواس و در علوم طبیعی و تجربی شناخته میشوند، و شناخت علوم عقلی، کار فلسفه است.
در شناخت حسّی، با گوش نمی توانید رنگ یا وزن اشیاء را تشخیص دهید، بلکه هر کدام وسیلۀ شناختی خود را دارند، با فلسفه نیز نمیتوانید طول و عرض اشیا را اندازهگیری نمایید؛ و با علوم طبیعی و تجربی نیز نمیتوان اثبات نمود که عالَم هستی، آفریدگاری دارد یا ندارد؟ یا حرکت عالَم،به سوی مقصدی معلوم روان است، یا نیست؟!
موضوع فلسفه هست و نیست میباشد، فلسفه، بحث از وجود و چگونگیهای آن مانند: واجب یا ممکن بودن - قدیم یا حادث بودن - علت یا معلول بودن - ثابت یا متحرک بودن دارد؛ لذا فلسفه کاری کاری با مصادیق وجود ندارد و در پی اثبات این نیست که این انسان است، یا حیوان، یا گیاه - سبک است یا سنگین - شور است یا شیرین - دراز است یا کوتاه و هر کدام چه خواصی دارند؛ اما اگر ادعا شود که ماده، ازلی است، یا اتفاقی و تصادفی به وجود آمده است، آن را بررسی میکند و با براهین عقلی به اثبات میرساند که ماده نمیتواند ازلی باشد - پیدایش آن نمیتواند بدون علّت پیدایش باشد - و تصادفی و اتفاقی به وجود نیامده است. بنابراین، کار فلسفه، اثبات وجود و چگونگی آن، با اقامۀ برهان و قیاس عقلی میباشد.
موضوع فلسفه، اثبات وجود خارج از ذهن میباشد، مانند وجود علّت که برای همه مشهود است، اما در عالم خارج، مادهای به نام علّت وجود ندارد، بلکه وجودش با براهین عقلی به اثبات میرسد.
از اینرو، نفی و اثبات در علوم طبیعی و تجربی نیز نیاز به علوم عقلی فلسفی دارد. به عنوان مثال: در علوم طبیعی و تجربی، وجود یک ویروس یا باکتری شناخته می شود، (ادامه دارد...)
- ۶۸
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط