{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عضو جدید اژانس یک گربه هست پارت

عضو جدید اژانس یک گربه هست؟! ( پارت ۱۱ )

*فردا*

روز اول یونا در اژانس
بخش اول: کرم ریزی یونا

صبح بود و همه درحال انجام دادن کارهایشان بودند...
به جز دازای، که داشت نقشه ای برای رومخ رفتن کنیکیدا فکر میکرد
یونا هم که روی میز نائومی ادای چرت زدن رو دمی اورد متوجه نقشه دازای شد و تصمیم گرفت فضولی کنه

یونا ( در ذهنش ): همممم؟... این دازای داره به چی فکر میکنه بزار برم از نزدیک ببینم...

یونا اروم و یواشکی رفت و یک نگاهی انداخت...

یونا ( در ذهنش ): اوههه~ داری نقشه میریزی؟...... حه حه بهتره منم یک کرم ریزی بکنم😏

یونا هم تصمیم گرفت تا دازای رو اذیت کنه
یونا رفت سمت نائومی...

نائومی: چیشده یونا؟ چیزی میخوای؟...
یونا: اره تشنمه میشه یکم بهم اب بدی🥺 ( قیافه مظلوم )

نائومی ( ذوق صگی ): اوخییییی🎀✨️✨️ باشه الان برات یکم اب میارم🥹🥹

یونا ( تو ذهنش ): خب این از این وقتشه کرم ریزی کنم😏😏

نائومی رفت و توی یک ظرف کوچیک برای یونا اب اورد

نائومی: بیا اینم اب🥹🎀✨️

یونا: میسی

یونا ( تو ذهنش ): حه حه چه زود خر میشه✨️😏✨️

نائومی دوباره برگشت تا کارهاش رو انجام بده
یونا هم منتظر دازای بود تو حرکت اولش رو بزنه
*پنج دقیقه بعد*
دازای تصمیم گرفت کنیکیدا رو اذیت کنه
یونا که سریع متوجه شد با مهارت های جاسوسی یواشکی رفت سمت دازای
دازای رفت سمت کنیکیدا (  که بزرگترین اشتباهش بود )
یونا همون لحظه اون ظرف اب رو زیر پای دازای هل داد و...

دازای: اههههههه!!

و نقش بر زمین شد
یونا رفت و پرید روی دازای

یونا: هننن؟!💢 میخواستی بقیه رو اذیت کنی؟ مگه تو خواب ببینی😏😏
نائومی ( که به زور داشت خنده اش رو نگه میداشت ): عوا یونا؟! پففففف... این چه کاری بود اخه؟

اتسوشی: دازای_سان حالت خوبه؟

یوسانو ( با نیشخند ): میبینم که این گربه باهوش تر از این حرفاس

دازای که عصبی شده بود گربه رو از روی خودش برداشت و به زور بلند شد

دازای: اهخخخ کمرم💢

یونا: حقت بود دیگه بقیه رو اذیت نکن😏

این قسمت ادامه دارد...

*دروغ سیزدهههههه فک کردین تو اوج داستان ادامه اش نمیدمممم؟! تو خواب ببینید🗿🚬
یونا: ایبابا ی لحظه فک کردم دیگه بدبخت نمیشم
من: حه حه✨🫠✨
یونا: .......💢
دیدگاه ها (۳)

خب اممممم بلی اوسی ژدیدم بالاخره بعد از ی هفته گشادی تصمیم گ...

اممممممم.... بچه ها کسی میتونه بهم توضیح بده چرا این فن ارت ...

بچه ها من دیگه داستان بانگور و ادامه نومودمممممممم😭😭😭بیاین م...

عضو جدید اژانس یک گربه هست؟!نائومی بعد از اینکه یونا پرید تو...

عضو جدید اژانس یک گربه ای؟! ( پارت ۶ )نائومی: چطوره اسم شو ب...

عضو جدید اژانس یک گربه هست؟! ( پارت ۳ )*در اژانس*اتسوشی بیچا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط