{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عضوجدید اژانس یکگربههست

عضو جدید اژانس یک گربه هست؟!

نائومی بعد از اینکه یونا پرید تو بغلش جاخورد....
ولی بعدش اروم سر یونا رو ناز کرد....
یونا کمی خر خر کرد و بعدش دوباره پرید پایین

اتسوشی: امممم الان راستی چطوری این رو به رییس توضیح بدیم؟

یونا: خب معلومه دروغ! من  گربه میمونم و انسان نمیشم و توی فرم گربه هم وقتی اون مرد مو سفید میاد حرف نمیزنم

اتسوشی: یعنی وافعا به رییس دروغ بگیم؟

نائومی: امممم.... زیاد مطمئن نیستم

یونا: اههههههههه💢

یونا: اوه راستی بهم نگفتین موهبت چه کوفتیه!

دازای: خب توی این دنیا بعضی افراد هستن که قدرت های به خصوصی دارن مثل اتسوشی که ببرینه هستش!

یونا: اها.... بزار حدس بزنم موهبت تو اینه که به صورت غیر طبیعی میتونی عین چی رومخ باشی👍

دازای: اوی! *البته قدرت جالبیه*

یونا: اها یعنی الان میخوای بهم بگی منم موهبت دارم؟

دازای: بلی چون میتونی به گربه تبدیل بشی!

یونا: واو....

نائومی: یونا... تو خانواده ای داری؟

یونا یک لحظه تعجب کرد...
بعدش سرش رو برگردوند و به سمتی نامعلوم خیره شد
لبخندی تلخ روی لب هاش نقش بست...

یونا: .... اره البته که داشتم، یک مادر

اتسوشی: الان چی؟

لبخند یونا محو شد و چشماش خالی از روح

هیچی نگفت و فقط ساکت ماند....

نائومی: اوه... متاسفم

یونا اخم هاش تو هم رفت

یونا ( عصبی ): هی لازم نیس عذرخواهی کنی

یونا ( تو ذهنش ): اون زن حتی یکم هم بهم اهمیت نمیداد... لازم نیست بخاطرش ناراحت باشم😒

*سکوت*

یونا: اوییییی💢 چرا همخ یدفعه ساکت شدین؟!

یوسانو: چون حرفی برای گفتن باقی نمونده....

یونا: ........💢

پایان پارت ۱۰

*هعیییییی بچه ها اگه کنجکاو شدین گذشته یونا رو براتون تعریف کنم راستی دوست دارین بدونین اسم قبلی یونا چی بود*
دیدگاه ها (۳)

بچه ها من دیگه داستان بانگور و ادامه نومودمممممممم😭😭😭بیاین م...

عضو جدید اژانس یک گربه هست؟! ( پارت ۱۱ )*فردا*روز اول یونا د...

حه حه✨️🙃✨️

بچه ها اینی که مشاهده میکنین مزاحم من شده بود ببینید اصن رو ...

عضو جدید اژانس یک گربه هست؟! ( پارت ۹ )*سکووووووووت*یونا: او...

عضو جدی آژانس یک گربه اس؟! ( پارت ۵ )*گربه هنوز حسابی عصبی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط