{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من با استعداد بودم . یعنی هستم . بعضی وقت‌ها به دست‌هایم

من با استعداد بودم . یعنی هستم . بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی بشوم . یا یک چیز دیگر . ولی دست‌هایم چه کار کرده اند ؟ یک جایم را خارانده‌اند ، چک نوشته‌اند ، بند کفش بسته‌اند ، سیفون کشیده‌اند و غیره .دست‌هایم را حرام کرده‌ام .
همین‌طور ذهنم را...!
دیدگاه ها (۱)

قسمت ۷

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

کپشن حتما حتمااااااااا چک بشه

پارت دومفلش بکشرط می‌بندم سئومی دوباره در کمد لباس هایم سرک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط