{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب دلم تو را می خواهد

امشب دلم تو را می خواهد
نشسته روبروی صندلی مقابلم
در سکوت سرد این کافه
تا تو مرا در آغوش کشی …
.
.
.
هوا سرد شده …
نه ! نه …
هوای من سرد شده …
حتی گرفتن فنجان قهوه هم ، دردی را دوا نمی کند …
گرمای وجودت را می خواهم …
چرا صندلی رو به رو خالی ست ؟
.
دیدگاه ها (۱)

من همه چیز را بلد شده امخیابانها، کوچه ها...حتی رنگهای چراغ ...

دارم به تو فکر میکنم...یه سر به تنهاییم بزنهیشکی نگرفته جاتو...

همه در دنیا کسی را دارند برای خودشان:خسرو و شیرینلیلی و مجنو...

بـرای عـاشقـی ، نـباید یـک شخصِ مـتفاوت را دوست داشت …بـلـکه...

تک‌پارتییی جدید از تهیونگگگگگ شیییی؟؟:) به قلم لینا شی:)نور ...

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط