{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دردِ عشقی در دلم دارم ، نمیداند کسی

دردِ عشقی در دلم دارم ، نمیداند کسی

همچو ابری اشک میبارم، نمیداند کسی

داغِ هجرانی‌که دراین سینه‌دارم‌ روزو شب

میدهد هر لحظه آزارم ، نمیداند کسی
دیدگاه ها (۶)

از کوچه ما کاش گذر داشته باشد ...

برای عشق همان درد مرگ کافی بودخدا برای چه می خواست زجر دنیا ...

بیشتر مردم منتظر فرا رسیدن سال نو هستندتا دوباره به عادت های...

نیک زیستن امروز، دیروز را به خوابی شیرین و فردا را به رؤیای ...

درد عشقی در دلم دارم ،نمی داند کسی همچوابر ی اشک می بارم نمی...

‌‌‌‌همچو نی می‌نالم از سودای دل،آتشی در سینه دارم جای دل..‌م...

خانه دلتنگِ غروبی خفه بودمثلِ امروز که تنگ است دلمپدرم گفت چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط