{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"ترن دیگه داره می‌ره"

"ترن دیگه داره می‌ره"

ترن دیگه داره می‌ره، چراغ پیش رو سبزه
یه مرد تنها تو کوپه‌س که شونه‌ش داره می‌لرزه

تو رو سکوی ایستگاهی، تنت یه پالتوی قرمز
نه تو می‌گی: سفر کوتاه، نه من می‌گم: خداحافظ

تو می‌مونی و من می‌رم، به سمتِ دربه‌در بودن
چشات می‌مونن و بغضی که جا می‌مونه بعد از من

تمام ریلا بعد از این به غربت می‌رسن با هم
داره پنجره‌ی کوپه ازت خالی می‌شه کم کم

ترن می‌ره ولی قلبم توی این شهر می‌مونه
کسی جز تو نمی فهمه، کسی جز تو نمی‌دونه
که راه آهن برای من یه جاده رو به بن‌بسته
من و این راه بی‌برگشت، من و این بغض پیوسته

صدای آخرین سوت و طنین سایشِ فولاد
تو رُ از دست می‌ده اون که دنیاشو به دستت داد

همون که داره با لبخند به سمتت بوسه می‌فرسته
همون که پرده ای از اشک مسیر چشماشو بسته

تو مه گم می‌شه تصویرت، سفر داره شروع می‌شه
بدون تو چی‌ام من جز درختی مُرده از ریشه

به سمتِ حسرتِ دستات، به سمتِ بی‌کسی می‌رم
ولی قلبم رُ از عشقِ تو هرگز پس نمی‌گیرم

ترن می‌ره ولی قلبم توی این شهر می‌مونه
کسی جز تو نمی‌فهمه، کسی جز تو نمی‌دونه
که راه آهن برای من یه جاده رو به بن‌بسته
من و این راهِ بی‌برگشت، من و این بغض پیوسته




‫یغماگلرویی‬
دیدگاه ها (۷)

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب،در بستـــر چشم...

در این صبح اسفند ماه ....خواهان آنم که ضربان قلبتان،به لبخند...

عاشقم،عاشق اهل همین کوچه ی بن بست کـناریکه تو از پنجره اش پا...

چه کسی روی ِلبان ِتو شکر ریخته است؟قهوه ی ِچشم ِتو را باز قج...

سناریو: در خواستی وقتی اعضا سر ات داد می‌زنننامجون:از شدت ع...

یه جوری رفتار می‌کنه انگار داره تو خونه راه می‌ره 😹😹🤣اصلا هی...

تازه می خولستم بگم بلاخره منم ازینا گرفتم می خواستم تولدم رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط