{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه ها بیاین که میخوام یه خاطره براتون تعریف کنم

بچه ها بیاین که میخوام یه خاطره براتون تعریف کنم
چند روز پیش توی گروه خانوادگیمون
بابام این عکسو فرستادو گفت
بابام: به نظر شما این عکس شبیه کیه
داداشم در جواب این ایموجی رو فرستاد
داداشم: 🤭
و من همینجور که داشتم فکر میکردم این شبیه کیه
خالم داییم مامانم.....
این ایموجی رو فرستادن بهشون گفتم
من: فقط منم که نمیدونم این شبیه به کیه
بابام گفت
بابام: آره
ازش پرسیدم خب اون شبیه کیه
گفت: کسی که دیروز بخاطر اینکه داداشش خراکیشو خورد قهر کرده بود(منظورش من بودم)
در جواب بهش گفتم
من: آخه من رو خراکیام حساسم بعدشم خوب کردم که قهر کردم
چند روز بعد از اون چت خانوادگی کل خانواده به خونه ما اومدن اما......

بچه ها فکر نکنید اینی که نوشتم یه رمان یا فیکه راستش اینو نوشتم تا وقتی که حوسلمون سر میره بخونیمش البته ادامه هم داره و اگر مثل یه داستان بلند و پر از ماجرا شد یه اسم هم براش انتخاب میکنم البته شما هم باید قول بدید که ازش حمایت کنید دوستون دارم خداحافظ😊🎀
دیدگاه ها (۰)

روزتون مبارک فرشته های بی بال💝من به مناسبت روز دخمل تصمیم گر...

نام داستان: هنرمند زندانی معرفی شخصیت های داستان * جونگ رمی...

دوراهی💖فالو💖لایک💖بازنشر💖کامنت💖یادتون نره💖

دوراهی💙فالو💙لایک💙بازنشر💙کامنت💙یادتون نره💙

...بچه ها افسرده دارم ‌میشمبابام رفته بوده سفر کاری الان از ...

Part: 22The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط