{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق عجیب آنی ات بوی خیانت می داد

عشق عجیب آنی ات بوی خیانت می داد
این بوسه ی پنهانی ات بوی خیانت می داد
رو شد برایم دست تو ، تسبیح را کوتاه کن
چون سجده ی طولانی ات بوی خیانت می داد
با چهره ات بازی مکن سجاده ات را جمع کن
این مهر بر پیشانی ات بوی خیانت می داد
آروغ زدی بوی بدی در اشتهایت خلق شد
اون روزها مهمانی ات بوی خیانت می داد
رفتی قسم خوردی که دیگر بر نمی گردی ولی
جا ماندن بارانی ات بوی خیانت می دهد
بار گران بودی برو دیگر سراغ من میا
ا شعرت هم ارزانی ات بوی خیانت می داد

/ سعید
دیدگاه ها (۱)

یک شب دلی به مسلخ خونش کشید و رفت دیوانه ای به دام جنونش کشی...

به اعتمادِ شکوفایِ عشق ، شک کردی به مومنانه ترین های عشق ، ش...

مثل شروع ؛ شنبه ؛ منم آغاز گفتنی تو یک غروب جمعه ام ؛ آری ؛ ...

کوچکترید از آنکه مرا زیر و رو کنید حتّی اگر هر آنچه که دارید...

پارت دوازدهم-سیب زمینی-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط