مثل شروع شنبه منم آغاز گفتنی
مثل شروع ؛ شنبه ؛ منم آغاز گفتنی
تو یک غروب جمعه ام ؛ آری ؛ شکستنی
چیزی نمانده است که راهی شوم به تو !
گفتم که دل نبند ؛ به هر چیز رفتنی
می بینمت شبی که تو در ذهن خاطره
بی من میان ِ کوچه و شب پرسه میزنی
من نیستم ؛ -به هر طرفی هول ِ سایه هاست
اما تو بی خیال ؛ خیالت که ایمنی ؟؟؟
بٌغضی غریب شانه ی ترد تو ؛ نیمه شب
برگرد سوی خانه ات ، عزیزم! تو یک دختری
پشت سرت تمام محل و عوام حرف می زنند
فردا غریب و بی کس تنها و بی منی
برگرد شنبه باش ؛ آغاز گرو سالم بمان
در یک غروب جمعه ام مبادا که بشکنی
/ سعید
تو یک غروب جمعه ام ؛ آری ؛ شکستنی
چیزی نمانده است که راهی شوم به تو !
گفتم که دل نبند ؛ به هر چیز رفتنی
می بینمت شبی که تو در ذهن خاطره
بی من میان ِ کوچه و شب پرسه میزنی
من نیستم ؛ -به هر طرفی هول ِ سایه هاست
اما تو بی خیال ؛ خیالت که ایمنی ؟؟؟
بٌغضی غریب شانه ی ترد تو ؛ نیمه شب
برگرد سوی خانه ات ، عزیزم! تو یک دختری
پشت سرت تمام محل و عوام حرف می زنند
فردا غریب و بی کس تنها و بی منی
برگرد شنبه باش ؛ آغاز گرو سالم بمان
در یک غروب جمعه ام مبادا که بشکنی
/ سعید
- ۹۳۱
- ۱۱ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط