{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل شروع شنبه منم آغاز گفتنی

مثل شروع ؛ شنبه ؛ منم آغاز گفتنی
تو یک غروب جمعه ام ؛ آری ؛ شکستنی
چیزی نمانده است که راهی شوم به تو !
گفتم که دل نبند ؛ به هر چیز رفتنی
می بینمت شبی که تو در ذهن خاطره
بی من میان ِ کوچه و شب پرسه میزنی
من نیستم ؛ -به هر طرفی هول ِ سایه هاست
اما تو بی خیال ؛ خیالت که ایمنی ؟؟؟
بٌغضی غریب شانه ی ترد تو ؛ نیمه شب
برگرد سوی خانه ات ، عزیزم! تو یک دختری
پشت سرت تمام محل و عوام حرف می زنند
فردا غریب و بی کس تنها و بی منی
برگرد شنبه باش ؛ آغاز گرو سالم بمان
در یک غروب جمعه ام مبادا که بشکنی

/ سعید
دیدگاه ها (۱)

عشق عجیب آنی ات بوی خیانت می داد این بوسه ی پنهانی ات بوی خی...

یک شب دلی به مسلخ خونش کشید و رفت دیوانه ای به دام جنونش کشی...

کوچکترید از آنکه مرا زیر و رو کنید حتّی اگر هر آنچه که دارید...

در انتهای کوچه تنهاییم ،سکوت،تیری به سمت کودک قلبم نشانه رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط